تبليغاتX

عاشقانه های سرگردان
عاشقانه های سرگردان

احضار روح

روش احضار

در يک اتاق نيمه تاريک و ساکت  ترجيحا نيمه شب (که تمرکز بالاتر و احتمال موفقيت دو چندان است) بنشينيد .10 دقيقه تمرکز کنيد و در اين مدت فقط به اجنه و روح و ارتباط با اونها فکر کنيد. سوره جن را تا آخر بخوانيد. سپس يک قلم و کاغذ بر داريد

 و

 بقیهء متن را در ادامهء  مطلب ببینید

در ضمن ازتون خواهش میکنم چنانچه این کار رو انجام دادین و موفق به احضار روح شدین حتما برای پایان ارتباط خداحافظي کنيد و بگوييد

 اخرج به حق سليمان بن داوود

 تا روح یا جن احضار شده از بدن شما خارج شود

از دوستانی که اطلاعات کافی در زمینه احضار روح و مسائل اینچنینی ندارند

 جداٌ تقاضا میکنم این کار ها رو امتحان نکنند

چون گاهی عواقبی شوم در انتظار افراد ناوارد خواهد بود



نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 1:12

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

روش های تشخیص مدیوم بودن

روشهاي 9 گانه براي تشخيص درصد نيروي مديومي

آيا من مديوم هستم ؟ 

آيا من نيروي خاصي در وجودم نهفته است؟

آيا من ميتوانم با ارواح ارتباط برقرار کنم؟ 


ازاين دست سوالات امکان دارد براي همه دوستان پيش امده باشد ولي شايد نتوانسته باشند جوابي مناسب برايش پيدا کنند  ... اين موضوع در اولويت است که  انسان قبل از تحقيق در مورد وجود يک پديده شناختي حتي المقدور نسبي از ان داشته باشد به زبان ساده بداند بدنبال چيست

مديوم :در علم اسپريتيسم يا همان علم احضار ارواح  اين شخص را واسط بين جهان مادي و جهان غير مادي به منظور ارتباط با ارواح ميدانند

نيروي مديومي:نيرويي که فرد مديوم را قادر به برقراري ارتباط با دنياي غير مادي يا همان دنياي ارواح  مينمايد

من در بعضي مواقع احساس خاصي دارم / من در بعضي اوقات چيزهايي حس ميکنم / در بعضي اوقات چيزهايي ميبينم / اين صداها چيست


احتمالا تابحال از اين دست حسيات براي شما نيز پيش امده است.تمامي اينها ميتواند علائمي براي وجود نيرو در شخص باشد البته اين را ذکر کنم که اين موارد ميتواند از خيال و توهم نيز سرچشمه بگيرد ولي نه به دفعات البته خيال نيز ميتواند بوجود اورنده


يکسري از نيروها باشد مثلا : ريلکسيشن که نوعي  پرورش براي نيروي فکر و روح ميباشد که از خيالات و تفکرات سرچشمه ميگيرد و اين خيال و تفکر لازمه اين تمرين است

چگونه مطمئن شوم نيرويي دارم ؟ بهترين و موثر ترين و مطمئن ترين راه براي تشخيص اين

 مورد حضور در جلسات احضار مياشد


زيرا کساني که داراي نيروي مديومي باشند ولي خودشان از وجودش بي اطلاع باشند

 در اين جلسات ميتوانند علائم و حالتهاي مختلفي


را از نظر روحي و جسمي درک کنند دو مورد از علائم  مشهور اين قضيه گرماي داخلي بدن و

حالت تهوع ميباشد  که در اکثر افراد مشابه ميباشد   از علائم ديگر ميتواند 

  رعشه در کف دستها     شانه ها    و حتي سينه باشد که شبيه به شوک قلبي نمود پيدا ميکند 


سرگيجه   افت انرژي   خشک شدن دهان     سردرد   نيز از موارد ديگر است 


و مشخصات روحي :   توهم    احساس سبکي   احساس برون فکني ميباشد البته در اکثريت

بله اين مسائل ميتواند در جلسه احضار  بطور کامل و کلي در مورد شخصي صدق کند   ولي اين امکان هم وجود  دارد که  يکي از اين موارد ان هم بصورت جزئي در مورد شخص ديگر بوجود بيايد 

يکي از راهاي تشخيص ميزان نيرو همين است 

هر چه حال شخص منقلب تر باشد ميزان نيرو در او بيشتر است  زيرا تمام وجود وي وسيله اي ميشود تا روح بتواند توسط قابليتهاي  آن نيرو و ميزانش را تجسد نمايد


هميشه به هنگام ورود به جلسه اماده  باشيد چون امکان وقوع همه چيز وجود دارد و اين قضيه جذابيت موضوع را زياد مينمايد

من حالا متوجه وجود نيرويي در خودم شدم  ولي ميزان اين نيرو چقدر ميباشد

حال ميرسيم به مراحل 9 گانه تشخيص ميزان نيرو

من توسط مديومي به نام دانس پي بردم 67% نيرو دارم البته در صدد هستم آن را پرورش داده و زيادتر نمايم

به نظر مديومهاي استاد هر شخصي که درصد نيرويش  به 40% برسد قابليت ارتباط با ارواح را بطور کامل دارا ميباشد و همچنين ميتواند اين ميزان يعني 40% را افزايش دهد


اين شخص يعني  ((دانس))  خودش 90% نيرو داشت
                                                                         

حال ميرسيم به روشها 


روش پاندول    روش مغناطيس   روش آب مقدس    روش جلسه اي     روش لمسي     

روش القاء     روش هيپنو    روش چشم سوم       روش  برون فکني   




روش پاندول :  در اين روش من و دانس وارد اتاقي تقريبا بزرگ شديم که هيچ پنجره اي در ان وجود نداشت  و انجا توسط مشعل روشن بود  طراحي اين اتاق بصورتي بود که يک کابين کوچک نيز در پهلوي ان تعبيه شده بود  که ميتوانستيد از ان کابين اتاق را ببينيد از درکه واد ميشديد روبرويتان يک پاندول بزرگ به طول 3 متر و عرض  50 سانت وجود داشت  ولي سر ان گرد نبود بلکه بصورت لنگر کشتي
بود اين پاندول بصورت معلق از سقف اويزان بود و فاصله اش تا ديوار 70 سانت بود ... در کابيني که پهلوي اتاق بود :  يک صندلي /يک ميز کوچک / گلدان / و لامپي پايه اي  به رنگ قرمز وجود داشت  اين لامپ مانند پروژکتور بود دانس از من خواست در فاصله يک متري پاندول بصورت چهار زانو  بنشينم  خودش نيز  در کابين جاي گرفت وقرار اين بود که او در ان کابين  روحي را احضار نمايد و آن را به سمت من هدايت کند  من نيز بايد ان روح را به تکان دادن ان پاندول وا ميداشتم هرچقدر ميزان تکان خوردن پاندول بيشتر بود ميزان نيرو در اين مرحله بيشتر مشخص ميشد من   در اين مرحله  از 90 نمره  79 نمره کسب کردم


روش مغناطيس : در اين روش وارد اتاقي شديم که به گفته دانس به ((اتاق مرگ )) معروف بود  در اين اتاق اهنربايي بزرگ به طول 10 متر و عرض 8 متر وجود داشت


اين اهنربا بر روي ديوار نصب بود ولي بسيار قوي و جاذب بود طوريکه قبل از ورود به اتاق  وسايل اهني و جذب شونده را کنار گذاشتيم اين اتاق نيز توسط مشعل روشن بود در اين اتاق نيز کابيني طراحي شده بود  مانند همان اتاق قبلي ... قرار بود مثل مرحله قبل  دانس روحي احضار کند  من نيز بايد در 2 متري اهنربا مينشستم  روح احضار شد ناگهان حالم بسيار بد شد  احساس برون فکني داشتم ناگهان پس از چند لحظه خودم را بالاي سر بدن مادي ام ديدم  که روي زمين افتاده بود احساس کشش داشتم روح حاضر را ميديدم  وظيفه من اين بود که ان روح را دعوت به خروج نمايم ( البته با کمک دانس )  چون او روح را احضار کرده بود پس از حدودا سه دقيقه موفق شدم ولي کنترل برون فکني داشت از دستم خارج ميشد ولي بالاخره توانستم باز گردم  ولي حالم بد بود مانند کساني بودم که داخل چرخ گوشت افتاده باشند البته حال دانس هم بهتر از من نبود هر دو ما توسط مراقبان بيرون برده شديم  دانس پس از يک شب استراحت به حالت عادي باز گشت ولي من پس از سه روز توانستم به اين امر نائل شوم  در اين مرحله از 90 امتياز 83 امتياز کسب کردم


روش اب مقدس : اين روش  روشي تشخيصي بود موضوع از اين قراربود که بايد جلسه احضاري تشکيل ميداديم من بايد  قبل از حضور روح در اين جلسه ليوان ابي را سر ميکشيدم ولي اب ان را قورت نميدادم  و در دهان نگه ميداشتم  تا اخر جلسه همانطور که قبلا گفتم  يکي از مواردي که در جلسات  احضار اتفاق ميافتد  خشک شدن دهان است براي همين ما بايد جلسه را در مدت کوتاهي به پايان ميرسانديم تا اب موجود در دهان من  از بين نرود  با اينکار قراربود ميزان اکتو پلاسم من  البته از نظر ترشح دهاني مشخص شود  که با بررسي آب به اين نتيجه نائل شديم که ميزان اآن چقدر است  امتياز من در اين مرحله از 90*۸۸  بود 

دانس معتقد بود اين اب که طي مراحل احضار در دهان وجود دارد مقدس ميشود او اين ابها را دور نميريخت و انها را نگاه ميداشت


روش جلسه اي : دراين روش من در سه جلسه بايد به عنوان مديوم اصلي احضار روح ميکردم  و  دانس نيز بعنوان مديوم  دستيار فعاليت ميکرد  

دانس  با توجه به ميزان  تجسد ارواح  و  همچنين ايجاد تغييرات محيطي و علائم   به قابليت من پي ميبرد و امتياز ميداد که امتياز من در اين جلسات از 90 * 86 بود 


روش لمسي :  در اين روش من روي تختي به طول 3 متر و عرض يک متر دراز کشيدم و دانس  مرا به خواب مصنوعي برد و پس از آن دستيارش به نام  ((کارک)) که او هم مديوم ميباشد روحي را احضار کرد  البته همانطور در کابين ( مانند مراحل کابين دار) وبعد از حضور روح * دانس  نقاطي از بدنم را لمس کرد و مورد ازمايش قرار داد تا تغيير و تحولات را مورد بررسي قرار دهد  من آن لحظه در خواب  مصنوعي بودم   ...پس از بيدار شدن  حالت تهوع داشتم ولي پس از مدتي  خوب شدم  در اين تمرين امتياز من از 90 * ۸۴ بود


روش القا : در اين روش که روشي تلقيني بود يکسري از  مسائل را حفظ ميکردم  و بعد از ان به خود هيپنوتيزمي مشغول ميشدم و پس از اينکه  خودهيپنو صورت گرفت  بايد آن مسائل را به ناخواگاهم تلقين ميکردم  دانس نيز روبروي من نشسته بود و نتيجه را ميديد  در


اين روش امتياز من از 90*79 بود


روش هيپنو :در اين روش دانس مرا هيپنوتيزم کرد  و  پس از ان  در همون حالت هيپنوتيزم شده وادار به برون فکني کرد وپس از آن


نوع هاله و رنگش را تشخيص داد  دانس قادر بود جسم اثيري را ببيند براي همين روح مرا در ان حال ميديد و همچنين هاله ام را


امتياز من از اين امتحان از 90  نمره * 78  بود


روش چشم سوم : در اين روش جالب *دانس برون فکني انجام ميداد و من بايد توسط چشم سوم روح و هاله او را درک ميکردم


امتياز من از 90 *88 بود   

آخرين روش برون فکني:در اين روش سرعت برون فکني را اندازه گيري ميکرديم  من از 90 امتياز  78 کسب کردم


بله اين هم روشها و شرح   البته مختصر ان


پس از يک هفته نتيجه را بمن گفت : 67%   

   
من گفتم : که بيشتر امتيازات من بالاست پس چرا 67% 

او گفت :  67%  در حد بالاست و حتي ميتوان ان را به سرعت پرورش داد


الان 7 سال از آن زمان ميگذرد  
 

ولي دوستان اين را بدانيد هيچگاه خودتان بدون داشتن اگاهي دست به کار نشويد چون امکان دارد به قيمت گراني برايتان تمام شود که هيچ گونه نتوانيد ان را بپردازيد



نوشته شده توسط بهار تاريخ سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 4:10

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

جن چيست؟

جن چيست؟


جن جانوريست داراي شعور و فیزیکي غير ارگانيک که از لحاظ شان وجودي از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon ياjinn نام گرفته است. جن به معناي چيزي است که پوشيده شده و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست


 خصوصيات فيزيکي جن از ديد انسان اعجاب آور است عنصر اصلی وجودي جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود و بسياری از چيزها را در يک آن جا به جا کند همچنين سرعت نقل مکان بسيار بالايي دارد مي تواند مثلا ظرف 5 دقيقه فاصله بین لاهور و تهران را طي کرده و برگرد


 جن ابزار ساز نيست وبه علت خصوصيات فيزيکي منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرايطي زندگي کند وبراي همين به خانه و مسکن نيازي ندارد زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است

 

 جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کنداما به مقداري بسيار کمتر از انسان


جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارندتوليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند و به صورت جماعت زندگي مي کنند و جامعه ندارند


جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند حدود 1000 سال به بالا .جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدين شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين میروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند


جن داراي عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري .عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش و قوه تشخيص است به اضافه هوشي سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و يافتن گذشته و آينده


جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان


 معروف ترين جن ابليس يا همان شيطان نام دارد که وصف حال او را شنيده ايد که چون بسيار در قرب به حق کوشيد به جايگاه فرشته هاي مقرب رسيداما چون حاضر به سجده بر انسان يعني شريک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد


طبيعت بين جن و انسان فاصله گذارده است اين پرده عبارت است از شان وجودي آنها و هراس طبيعي هر دو از هم .جن طبيعتا انسان را مي بيند اما انسان جز در شرايط خاص قادر به رويت جن نيست


 جن در شرايطي قادر به تسخير انسان و انسان در شرايطي قادر به تسخير جن است انسان مسخر شده را مجنون يا ديوانه يا ديو زده و جن تسخير شده را موکل مي نامند گويند خود جنيان بر سه قسمند ديو.جن وپري که از لحاظ مکانی مادون فرشته هستند


 جن مي تواند در مواردي تربيت شده به انسان خدمت کند چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالاي لاما نه اوليا الله و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه مي کنند توصيه نکرده اند اما همگی وجود آنها را تاييد کرده اند


 جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي با ما هستند ظاهر نمي شوند اما حاضرمی شوند و بعضی از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند يکی از راه های دور کردن جنهاي مزاحم خواندن و آويختن 4 آيه از قران است که با قل شروع مي شوند و بسياری ادعيه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچيست


جن ها بعضی از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند و کمکمان مي کنند همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخني باماداشته باشند بيشتربه خوابمان مي ايند و دلسوزی خود را اعلام مي کنند خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند


 اما آنان که ماوراي طبيعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کساني که انچه که نمي بینند را باور ندارند اينها معمولا فقط آنتي تزقصه هاي جن وپري مادربزرگ ها هستند که حتي زحمت دانستن کوچک ترين اطلاعاتي جز نقد داستان گرمابه های تاريک وکوتوله هاي پاسمي و عروسي جن ها رابه خودشان نداده اند اين تيپ آدمها از 7 سالگي که مادر بزرگه داستان هاي جن وپري را براي ترساندن و خواب کردنشان تعريف مي کرده هنوز زير لحاف هستند.و يا اينکه هارد ديسک کوچکشان از مسئله پر شده و ديگر تاب و ياراي درک و پذيرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا ديده اند.و گروهي که پوچ يا ابسورد هستند کساني که خويش را منکرند چه رسد به ماوراي خويش و گروه آخر کساني که جنها دستشان مي اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش يک روح برايشان شيرين کاري می کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جايزه بگيرند


جن براي انسان از انسان خطرناک تر نيست همانطور که انسان براي کوسه از کوسه خطرناک تر است!(در تاريخ بشر حتي يک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالي که فقط در دوره حکومت استالين 35 ميليون روس به قتل رسيدند آمار کشتار جنگ هاي مذهبي صليبي و جنگ هاي جهاني و قومي و قبيله اي پيش کش) در حقيقت هيچ چيز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نيست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است

 

 در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاری ندارند ماهم به آنها کاری نداريم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و توالت فراريند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اينکه به عقيده من با تمام اين اوصاف تفاوت اساسی با ما ندارند زيرا که : آنها هم رنج می کشند



نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 21:52

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

چاکرا

 

چاکرا چیست

طبق دست نوشته هاي قديمي 88000 چاكرا در بدن هر يك از ما وجود دارد و به ندرت مي توان نقطه أي در بدن انسان پيدا كرد كه در برابر دريافت و انتقال يا تغيير دادن انرژي ها حساس نباشد

برای خواندن این متن به ادامهء مطلب رجوع کنید



نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 4:13

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

تجربه مرگ

تجربه مرگ

تجربه مرگ اتفاقي هست كه معمولا در افرادي كه بيمارند يا در موقعيت هاي بسيار خطرناك قرار مي گيرند رخ مي دهد و باعث دگرگوني هايي  در اشخاصي كه تجربه مرگ دارند ميشود كه خلاصه اي ازين تغييرات عبارت هستند از 

1-شوق به زندگي :

 انها زندگي را با تمام مشكلات و لذتهايش دوست دارند و واقعا مي خواهند از هر لحظه ي ان بر خوردار شوند.


2- اضطراب اندكي از مرگ دارند و يا اصلا نمي ترسند


3-توانايي پيشگوييشان زياد ميشود


4- بسياري تغييرات ظريف مانند اينكه معمولا ساعت در دستشان از كار مي افتد. معمولا

با هوشتر از قبل ميشوند


-5 بعضي ازين افراد گفته اند كه فرشتگان محافظي را بعد از اين تجربه در كنار خود

حس مي كنند


البته بايد ياداوري شود كه تجربه مرگ با برونفكني يكي نيست چون معمولا اين اتفاقات فقط در

تجربه مرگ ظهور مي كند بيشتر اين افراد نور ي را مي بينند كه باعث شفاي

 آنها و دگرگوني انها ميشود


نمونه اين افراد اولاف كه دانش اموز چهارده ساله اي هست مي باشد كه زماني كه در هنگام عمل جراحي بيش از حد لازم بيهوشي داده شد نفس اولاف بند امد 

و به اغما رفت و قلب او از كار افتاد برايش تجربه مرگ روي داد

که اينطور بيان مي كند


ناگهان درون توپي چرخيدم و به ديواري كوبيده شدم

نيروهايي كه مرا از حصار مرگ گذرانيدند خارقالعاده بودند

و ناگهان خود را در انسو ديدم وابستگي خود را به زندگي زيستي از دست داده بودم

 درك كردم كه مرز بين زندگي و مرگ زاييده ذهن ماست 

نخستين تاثيري كه اين دنيا در من گذاشت شگفتزدگي كامل بود

 چطور مي توانستم چنين ارام و راحت باشم و چگونه فكر مي كنم حال انكه جسم ندارم
اولاف احساس كرد كه انگار در جهاني بدون مرز شناور است

دنيا را بصورت حبابهاي صابون كوچكي مي ديد  به شكل قطاري كروي و متمركز

 در راههايي تو در تو كه براي اولاف قابل درك بود و در حركت

اين پسر در لبه ي  مرگ حس كرد كه درك كاملي از همه چيز دارد


در اين لحظه بي نظير وي خود را در نوري نارنجي براق مي ديد اين نور را لحظه نابودي خواند مرحله اي سخت ترسناك براي قرار گرفتن در ان اما به نوعي بود

 كه به او درك جهاني مي داد


با اينحال اولاف مايل بود در ان نور بماند ذهنش به دو بخش تقسيم شده بود

 كه هر يك از اندو هر انچه پشت سر گذاشته بود درك مي كرد


كهكشان زيبا و براق زيبا و براق نور را ديد كه در بالاي سر او ناپديد ميشود

 و ناگهان پس از گذشت دوباره از تونل به جسم خود باز گشت


اين رويداد بلافاصله شخصيت اولاف را تغيير داد از يك شاگرد معمولي به يك شاگرد

مبتكر و باهوش تبديل شد


فرضيه هايي كه از ديگر سو گرفته بود براي تشريح اثار انيشتن به كار مي برد

وخيلي از تئوريهايي كه معلم در كلاس بيان مي كرد بر طبق تحقيقات خود رد مي كرد


با اين وجود تا اوايل دهه شصت كه حدود چهل سال داشت واقعا به انچه ديده بود اعتماد نداشت ان زمان بود كه كشف نوترينو به اطلاع عموم رسيد و اولاف فهميد كه

 بينش او درست بوده

نوترينو ذره اتمي بدون بار است. وقتي او مقاله اي كه در مورد نوترينو بود را خواند

 دريافت كه انها همان ذراتي بودند كه وي در سفر خود ديده بود يعني همان

  حبابهاي صابوني كه از ميان اجسام عبور مي كردند


اولاف خود حدود يك صد اختراع و كشف ثبت شده در رشته شيمي دارد

كه باعث شده اند وي يكي از مهندسين رشته ي تحقيق و توسعه شود

 
او مي گويد تجربه ي مرگ شخص را در نردبان تحول در مرحله اي والاتر قرار مي دهد

به اين دليل است كه مي بينيم جوان خطاكاري پس از چنين رويدادي تبديل

            به فردي اجتماعي ميشود و در جايي بالاتر از نظر اخلاقي قرار مي گيرد                 
    <<  دكتر ملوين مورس >>

      
البته اين نوع استثنايي از يك تجربه مرگ مي باشد و در موارد ديگر معمولا به گونه اي ديگر رخ مي دهد ولي از نظر نتايج تقريبا يكسان مي باشد



نوشته شده توسط بهار تاريخ چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 3:10

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

اکتوپلاسم چیست؟

 

 اکتوپلاسم چیست؟

اکثر دانشمندان درباره زندگی وحالتهای مختلف بشر بررسی کرده اند , تنها توانسته اند بخش کوچکی از جسم ماده وی را بشناسند و به کشفیات ناچیزی هم در این مورد نائل آیند , به طور کلی در این بررسی ها و تحقیقات انجام شده از عناصر تشکیل دهنده وجود ذاتی بشر , بجز تعداری سلول و مواد معدنی و... تا کنون پیشرفت چشمگیری حاصل نشده است . و دانشمندان کمی هم درباره جسم اثیری و یا روح که جزء اصلی حیات مادی هستند , به پژوهش هایی پرداخته اند
از جمله ناشناخته های جسم اثیری و روح که با کالبد شخص ارتباط مستقیم دارد ماده ای است بنام اکتوپلاسم که اخیرا دانشمندان روح شناس به وجود آن در زمان خواب های روحی ومدیومی پی برده اند و توانسته اند با دوربین های ویژه , از این ماده در زمان خروج از بدن مدیوم های روحی , در جلسات تماس با ارواح , عکس برداری کنند و حتی آنرا تجزیه نمایند.
اکتوپلاسم ماده ای است به شکل بخار یا دود , به رنگ های سفید تا دودی مایل به فیلی , که در زمان خواب های روحی , از قسمت های مختلف جسم مدیوم (گوش , دهان , بینی) بیرون می آید و این مواد , به وسیله دستگاههای عکاسی مادون قرمز و ماوراء بنفش قابل دیدن و عکسبرداری است . البته باید توجه داشت که دیدن این ماده با چشم معمولی گاهی امکانپذیر است و چنانچه از دستگاههای یاد شده استفاده شود به مراتب واضح و روشن تر دیده می شود , ضمن اینکه افراد نادری که مدیوم های بینای خوبی هستند می توانند با چشم تن این ماده را بطور کامل رویت کنند
این ماده در جلسات روحی تجسدی از سوراخ های بینی و دهان و گوش یا برخی از قسمت های منافذ بدن و قسمت های دیگر خارج می شود که ارواح می توانند با استفاده از وجود اکتوپلاسم های مدیوم ] به خود شکل جسم مادی داده تا همگان آنها را روئیت کنند. چنانچه در جلسات تماس قصد ارواح تجسد نبوده و تنها هدف آنها نمایش دادن پدیده های روحی باشد , مقدار خروج اکتوپلاسم از بدن مدیوم یا وسیط کمتر خواهد بود و گاهی توسط مدیوم های متوسط هم می توان تحرکات روحی را مشاهده کرد
ماده اکتوپلاسم از پلاسمای خون افراد بشر که مایع رقیق و بی رنگ است سرچشمه گرفته و منبع اصلی آن را خون تشکیل می دهد و هرچه رنگ این عنصر روشن و شفاف تر باشد , به همان نسبت هم قدرت مدیومی بیشتر بوده و در نتیجه پدیده های روحی قوی و مناسب تری در جلسات روحی مشاهده خواهند شد
ارواح با استفاده از این ماده می توانند در جلسات روحی تجسد یافته و به روح و تنپوش خود شکل مادی دهند , یعنی جسم اثیری با قدرت گرفتن از اکتوپلاسم , حیات مادی به خود گرفته و قابل دید و حتی لمس می شود . این بدن کاملا مانند جسم یک انسان زنده , سفت و محکم و دارای قدرت جسمی و تکلم و حرکت خواهد بود . خروج و رویت اکتوپلاسم در تاریکی و یا نورهای بسیار کم امکانپذیر است و پس از پایان جلسه جلسات تجسدی , مجددا اکتوپلاسم جذب بدن مدیوم می شود . چنانچه در مواقعی که مدیوم در محل خود قرار دارد , خروج اکتوپلاسم برابر دستورات هادی جلسه درست انجام شود آنگاه هیچگونه آسیبی به مدیوم وارد نخواهد شد . ولی اگر پیش از خاتمه جلسه روحی اشتباهی در آنجا رخ دهد , فرضا در اواخر جلسه چراغهای محل برقراری تماس به طور ناگهان روشن شوند و یا افراد جلسه با هیاهوی زیادی باعث ناراحتی مدیوم گردند , در این حالت ها جذب پلاسما به کندی صورت می گیرد و این امر باعث ناراحتی مدیومی می شود که هنوز در خواب است . به همین دلیل است که روشن کردن چراغ ها تا پایان جلسه نباید انجام گیرد , زیرا در چنین حالتی مدیوم پس از بیداری دچار تشنج و تهوع می شود که هادی جلسه باید با خونسردی , اطراف او را کنار بزند و مقداری شربت قند غلیظ به او بخوراند و پس از گذشت چند دقیقه دیگر , مدیوم حالت عادی خود را باز خواهد یافت
از جنس و چگونگی بوجود آمدن و خروج اکتوپلاسم از بدن و جذب مجدد آن , هنوز آگاهی دقیقی در دست نیست , ولی دانشمندان , مواد اکتوپلاسم را در آزمایشگاه های مختلف مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده اند که برخی از مواد تشکیل دهنده آن از کلرید سدیم و فسفات کلسیم است
وجود مدیوم و قدرت وی در ایجاد نوع اکتوپلاسم مورد نیاز ارواح در تجسد روحی , نقش بزرگ و به سزایی را دارا می باشد و به طور کلی , کسب موفقیت در هر یک از مجالس روحی بستگی به شرایطی دارد که قبلا در محل تدارک دیده شده است , ارواح برای تجسد یافتن تنها از اکتوپلاسمی که به وسیله مدیوم بوجود می آید استفاده نمی کنند . بلکه از سیالات حضار که در جلسات روحی پراکنده می شوند نیز برای تجسد بهره می گیرند , لذا ترکیب اکتوپلاسم و سیالاتی را که ارواح به نسبت دلخواه با هم مخلوط می کنند , قابل استفاده برای تجسد ارواح می باشد.در اصطلاح علم روحی این ماده را تلی پلاسم می نامند , یعنی در کل , این ماده اخیر است که تجسد را بوجود می آورد و به همین دلیل هم لازم است که نسبت معتقدین به وجود و بقای روح در جلسات می بایست زیادتر از افراد عادی یا منفی ها باشند . چون سیالات مثبتی که در جلسات وجود دارند در تجسدات روحی رل بسیار مهمی دارند
بعضی از تجسدات در جلسات روحی به قدر واضح است که همان وهله اول , ارواح تجسد یافته خوب شناخته می شوند و در چنین حالاتی مشاهده شده که هیچگونه تغییرات ظاهری و شخصیتی در جسم تجسد یافته بوجود نیامده است . ارواحی که در جلسات روحی حاضر می شوند اکثریت قریب به اتفاق آنها پوشیده و با لباس هستند. این لباس ها شکل لباس هایی است که ارواح در زمان حیات مادی خود بیشتر از آنها استفاده می کرده اند
دانشمندان روح شناس دنیا اکثرا بر این باورند که تمام اجسام و گیاهان و حیوانات و یا نسل بشر , دارای دو شکل , که یکی از آنها مادی و دیگری اثیری است می باشند و به همین دلیل هم ارواح در جلسات روحی با همان لباس های خود که قبل از مرگ استفاده می کرده اند ظاهر می شوند . زیرا ارواح می توانند هر عنصری را با نیروی عقل (اثر عقل بر ماده) به وجود آورند و از آن استفاده کنند
لباس اکثر ارواحی که در جلسات روحی تجسد می یابند به رنگهای گوناگون است و لباس بانوان بیشتر تور حریری است که تمام بدن آنها را پوشانیده و کلاهی از همان جنس بر سر می کشند و در زمان ختم جلسات لباس آنها آخرین قسمتی است که از انظار ناپدید می شوند . برخی از هادی ها در جلسات روحی توانسته اند با اجازه خود ارواح , تکه ای از لباس آنها را بریده و در آزمایشگاهها به تجزیه آن بپردازند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که لباس ارواح از همان جنس اکتوپلاسم است
در جلسه ای از روح حاضر سوال شد آیا اجسم پس از نابودی در جهان روحی دارای شکل مخصوصی هستند . در پاسخ گفت بله اجسام پس از نابودی و از بین رفتن شکل ظاهری حالت اثیری خود را حفظ می کنند, چون هر عنصری دارای خصوصیات مربوط به خود است فرضا اگر شیوی بسوزد به خاکستر و گرما و دود تبدیل می شود و ظاهرا آن شی از بین می رود ولی در کل همان شکل اولیه او به صورت اثیری با تبدیل جدید در عالم خلقت خواهد ماند
همانگونه که مشاهده می کنید اکتوپلاسم از گوش مدیوم خارج می شود



نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 0:40

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

آنیمیسم یا روح پرستی چیست

 

انيميسم روح پرستى ؛
انيميسم چيست ؟

 روح يا روح پرستى نوعى مذهب ابتدائى است ، يا ابتدائى ترين مذهب عالم است ...
روح پرستى به اين معنى است كه قبائل ابتدائى به وجود ارواح نامرئى خاصى معتقد بودند. اين ارواح چه خصوصياتى دارند؟
اولين خصوصياتشان اين است كه داراى شخصيت انسانى هستند، آگاهى دارند، اراده دارند، كينه دارند، نفرت و عشق و محبت دارند، خدمت يا خيانت مى كنند، شومند يا مقدس و خيرند يا شر. اينها همه صفات انسان است كه به ارواح داده شده است . اين ارواح ، كه ارواح انسانى هستند، انسان را زندگى و حيات و حركت مى بخشند، دومين خصوصيت روح ، ماندگارى آنست . بدوى مى گويد كه انسان وقتى مرد، روحش باقى مى ماند... روح نمى ميرد، مى ماند، يا به آسمان برمى گردد، يا در تاريكى ها زندگيش را ادامه مى دهد، يا در اعماق جنگلها، يا در زواياى شهرها و يا اينكه به تعبير بسيارى از قبايل بدوى درست در كناره جنازه مى ماند و هميشه حافظ جنازه خويش است . اين است كه روح چون حافظ جنازه خويش است و چون به سرنوشت تن خويش وابسته و دلبسته است ، احترام مى يابد. و آنكه به جنازه بى حرمتى كند، يا حرمتش بدارد، از روح حافظ جنازه ، سزا مى بيند. اگر بى حرمتى كرده باشد، صدمه مي خورد و اگر حرمت داشته است ، جنازه را غذا داده است ، لباس پوشانده است ، تزئينات مرده را به او برگردانده است ، شديدا احترامش كرده است ، روح جنازه احترامش مى گذارد و حتى حفظش مى كند، و مثل يك نگهبان ، پاسدار خانواده او است و موجب بركت و مصونيت افراد اين خانواده مى شود...
اساس بينش و اعتقاد در اين مذهب (انيميسم يا روح پرستى ) اصالت روح است و مقصود از روح ، نيروى مرموزى است كه در فرد انسانى و انسانها و همچنين در اشياء وجود دارد. لوى برون مى گويد: اين روح ، با تصور و اعتقادى كه ما از روح داريم جداست . انيميست ها (يعنى بدويان معتقد به اين روح ) مى گويند كه : روح عبارت است از قوه مرموزى كه در اشياء و افراد وجود دارد. در صورتى كه ما معتقديم ، اشياء مادى داراى روح نيستند، و روح را عامل حيات و گرما و حركت بدنمان مى دانيم ، اما آنان به جزء سومى اعتقاد دارند كه غيز از جسم و روح است . و انيميست ها به اين جزء سوم است كه روح مى گويند. اسكيموها نيز به چنين جزء سومى معتقدند و مى گويند كه انسان درست شده است از روح ، از جسم و از اسم ... پس ‍ معلوم مى شود كه روح به معناى جان نيست و روح پرستى اعتقاد ابتدائى انسان است به يگانه بودن خويش و يا دو گانه بودن جهان ؛ به اين معنى كه جهان مادى و اشياء طبيعت داراى روح هستند و انسان نيز داراى يك عنصر غير مرئى عينى به نام روح ، كه ارزش انسانى است . و مهمتر اين است كه با اعتقاد به اين روح ، انسان ميان خود و طبيعت نوعى خويشاوندى احساس مى كند. انسان بدوى چون اشياء طبيعت را هم داراى روح مى داند (كه روح انسانى است ) و چنانكه ما مى پنداريم اشياء طبيعت را مرده احساس نمى كند و جامد نمى داند، ميان خود و طبيعت به نوعى اتحاد مى رسد. مسئله دوم ، مسئله تناسخ است كه در اديان ابتدائى و بخصوص ‍ در انيميسم وجود دارد. تناسخ به اين معنى است كه روح بعد از مرگ تن ، باقى مى ماند و به تنى ديگر برمى گردد و زندگيش را در حيات دومى ادامه مى دهد، و پس از مرگ جسم دوم ، يا به عالم ارواح برمى گردد و يا در جسم سومى خانه مى گيرد. اين تن سوم و چهارم و پنجم و... گاهى ممكن است انسان باشد و گاهى حيوان ، گاهى ممكن است نبات باشد و گاه سنگ . بنابراين فكر تناسخ كه در مذاهب هند و در بعضى از فرقه هاى غير رسمى اسلامى هم هست ، فكرى ابتدائى و از بدوى ترين مذاهب عالم است



نوشته شده توسط بهار تاريخ چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 20:3

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

احضار ارواح

 

چنانچه به دنیای ارواح و احضار آن ها علاقه مندید

برای اطلاع از چگونگی احضار کردن ارواح

به ادامهء مطلب مراجعه کنید



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:34

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

واسطه ها (مدیوم ها) و غیبگوها

در پست قبلی برای شما توضیحی مبنی بر اینکه مدیوم یعنی چه و انواع آن دادم

در این پست توضیحات کاملتری برای شما گذاشتم

 به همراه معرفی بعضی از مدیوم های معروف

امیدوارم آن دسته از دوستان که به مسائل ماورایی معتقدند از این مطالب استفادهء کافی را ببرند

<<<<>>>><<>><<<<>>>>

واسطه ها (مدیوم ها) و غیبگوها

انواع متعددی از واسطه ها  یا مدیوم ها با توانایی ها و استعدادهای ویژه برای برقرار ساختن ارتباط با ارواح وجود دارد. که در اینجا سه مورد از آنها بیان شده است



مدیوم های فیزیکی یا جسمانی یا مادی


این واسطه ها از این قدرت برخوردارند که ارواح را در قالب یک شکل جامد و به هم فشرده , به نمایش بگذارند. واسطه های مذکور قادرند که یک ماده دود مانند را موسوم به اکتوپلاسم , از بدن خود خارج سازند. اکتوپلاسم شکل روحی را که واسطه در تلاس برقراری ارتباط با اوست به خود می گیرد



مدیوم های غیبگو  

این واسطه ها قادر به شنیدن پیام هایی از دنیای ارواح هستند. برخی از واسطه های غیبگو صداهایی را در درون سرخود می شنوند . نوع دیگری از این واسطه ها صداهای خاصی را از بیرون می شنوند , صداهایی که گهگاه دیگران نیز قادر به شنیدن آنها هستند



مدیوم های تغییر چهره یا حلولی

این واسطه ها اجازه می دهند تا روح مورد نظر وارد بدنشان بشود و از طریق جسم , چهره و صدای آنها حرف بزند و پیامشان را برساند. این ارواح نوع رفتار , فیزیک و نوع کلام آنها را به خود می گیرد



الین گارت


الین گارت , یک واسطه ایرلندی و بنیانگذار اصلی (( موسسه فراروان شناسی نیویورک )9 بود . واسطه گری الین گارت از بعد از پایان جنگ جهانی اول آغاز شد . او در این هنگام به گروهی از زنانی پیوست که می خواستند از طریق  برپایی جلسات احضار ارواح , با دنیای مردگان و ارواح ارتباط برقرار کنند. الین در یکی از این جلسات به خلسه فرو رفت و ناگهان شروع به بیان اطلاعاتی درباره ارواحی کرد که او در اطراف میز می دید . یکی از این ارواح موسوم به ((یووانی ) راهنمایی و هدایت الین را بر عهده گرفت . الین معتقد بود که این روح در تلاش بود تا وی را متقاعد سازد که زندگی بعد از مرگ وجود دارد و به گفته الین روح مذکور از آن پس راهنما و ناظر بر کارهای وی بود. الین تحت هدایت این روح به یکی از موفق ترین و محترم ترین مدیوم های  زمان خویش تبدیل شد. الین گارت در (( موسسه فراروانشناسی نیویورک )) بورس های تحقیقاتی بسیاری را در اختیار محققان و پژوهشگران ارواح و پدیده های ماوراء الطبیعه ای قرار داد و نام نیکی در این عرصه از خود به جای گذاشت


متیو مانینگ


متیو مانینگ غیبگوی بریتانیایی , شهرت گسترده ای به خاطر توانایی های ماوراء الطبیعه ای خود به دست آورد. توانایی های خارق العاده مانینگ طیف وسیعی را در بر می گرفت که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد : نوشتن و نقاشی کردن به صورت غیر ارادی و خودبخودی , برقراری ارتباط با ارواح , خم کردن فلزات از طریق فرستادن امواج مغزی , روشن و خاموش کردن وسایل مکانیکی بدون برقراری تماس فیزیکی با آنها , خلق اشاء شفا دادن بیماران و برقرار ساختن ارتباط با افراد از طریق تله پاتی . مانینگ سال 1974 از سوی پزشکان متخصصان در شهر تورنتوی کانادا تخت آزمایش های گسترده ای قرار گرفت . پزشکان با استفاده از وسیله EEG منبع امواج مغزی مانینگ را ردیابی کردند . آن ها به این نتیجه رسیدند که بخشی از مغز این مرد جوان , که در تمامی انسان ها غیر فعال است , فعال شده و در آن پدیده های غیر عادی به چشم می خورد. برخی از پزشکان بر این باورند که این بخش از مغز انسان را می توان با ایجاد شوک های الکتریکی فعال کرد. با این وصف , نتایج آزمایشات علمی بر روی مغز مانینگ نهایتا نتوانست به هیچ توجیه علمی قانع کننده ای منجر شود



لئونارا , واسطه راستگو

لئونارا پیپر یکی از واسطه های معروف بود که از سوی متخصصان آمریکایی و انگلیسی  مورد بررسی دقیق قرار گرفت . همه اعتقاد داشتند لئونارا آدم صادق و راستگویی است . او از 8 سالگی توانایی های خارق العاده خود را که از جمله آنها برقراری ارتباط با ارواح بود , ظاهر ساخت لئونارا در فاصله نوامبر 1889 تا فوریه 1890 در 83 جلسه پیاپی تحت نظارت دقیق بازرسان و پژوهشگران ((انجمن تحقیقات فراروان شناسی )) قرار گرفت. یکی از این محققان فردریک میرز بود . لئونارا به نحو عالی و کاملی محققان را قانع کرد که از یک قدرت بزرگ ماوراء الطبیعه ای برخوردار است. لئونارا معتقد بود که او اطلاعات خود را از مشاهدات و برداشت های فراحسی اش دریافت می کند . لئونارا سال 1909 بعد از اینکه به صورت ویژه ای و با خشونت تحت آزمایش بازرسان و پژوهشگران قرار گرفت موقتا قدرت های خود را از دست داد . بعدها قدرت لئونارا باز گشت , او می توانست با نوشتن غیر ارادی پیام های ارواح را به جهان زندگان منتقل کند . لئونارا در سال 1980 درگذشت و این در حالی بود که وی اولین مدارک قطعی از وجود زندگی پس از مرگ را در اختیار محققان گذاشته بود



خواهران فوکس

خواهران فوکس اولین بار در سال 1848 در خانه والدین خود در مزرعه ای نزدیک نیویورک توانستند ضرباتی را که ارواح در پاسخ به پرسش های آنها تولید می کردند , بشنوند . این دو خواهر ادعا کردند که خانه آنها توسط روح شریر یک دستفروش تسخیر شده است . چنین به نظر می رسید که خواهران فوکس قادر به کنترل فعالیت های این پولترگایست هستند. خواهران فوکس بعدا به راچستر نقل مکان کردند و شهرتشان تا اواسط دهه 1850 الهام بخش تعداد زیادی از مقلدان بود. موقعی که خانه آنها برای باز سازی ویران شد جنازه یک مرد دستفروش را که بین دو دیوار خانه بود یافتند و تا ثابت شود همه ادعاهای آنها درست بوده است

 



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:29

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

مدیوم یا وسیط چیست

(( مدیوم یا وسیط ))

مدیوم یعنی فردی که واسطه بین انرژی و قدرت ارواح با افراد زنده باشد و در شکل گرفتن جلسات روحی مدیوم رل بسیار مهمی را ایفا می کند,زیرا بدون وجود مدیوم در جلسات , تماس مناسبی از نظر تحرکی و تجسدی برقرار نخواهد شد ولی در بسیاری از تماسها نیازی به مدیوم نیستو خود عامل این کار را انجام می دهد.

عامل های مختلف جهت اجرای برنامه های روحی خویش , هر یک چندین مدیوم دارند که از وجود آنها در تماس استفاده می نمایند . چون هر مدیوم دارای توانایی های ویژه مربوط به خود است که دیگری آن توان را ندارد چون هر کدام از آنها می توانند پدیده های جداگانه ای را بوجود آورند.بدست آوردن یا شناخت وسیط در بیت افراد کار بسیار مشکلی نیست زیرا یک عامل ورزیده با انجام برخی از آزمایشات ساده روحی می تواند پی به وجود آنها ببرد.

اگر در جلسه ای عامل بخواهد بدون انجام آزمایش فورا از فردی را به عنوان مدیوم استفاده نماید,نخست باید کسانی را انتخاب کند که بین خانمها دارای اندامی تقریبا درشت و چهره ای گرد و گندمگون و حالتی تقریبا عصبی باشند .چون در این گروه از افراد مدیوم های بیشتری را می توان یافت.

دلیل مدیوم بودن خوب از نظر ارواح داشتن سیالات قوی و فراوان و تجانس روحی است و به همین دلیل است که بوسیله سیاله های روحی هر مدیوم , دسته یا گروه ویژه ای از ارواح توان انجام کاری را دارند . توان مدیومی هر فردی با حالت روحی وی نسبت مستقیم دارد ولی با وجود این در جهان دو نفر را نمی توان یافت که دارای حالت و قدرت روحی یکسانی باشند.به این دلیل نمی توانیم تمامی مدیوم های جهان را دسته بندی کنیم لذا به ذکر چند گروخ از مدیوم های مهم که شناخته شده می باشند اکتفا می کنیم.


1-مدیوم شنوا:

این دسته از مدیوم ها می توانند با گوش تن امواجی از صداهای مبهم ارواح را بشنوند و گروهی دیگر از همین دسته از مدیوم های شنوا می توانند صدای ارواح را بطور کامل شنیده و آن را درک کنند.این افراد که تعدادشان زیاد نیست قادرند حتی با ارواح گفتگو کرده و پیام ها را برای دیگران بازگو کنند, لذا تماس آنان با ارواح نوعی جنبه پیشگویی دارد . اطلاعات خواسته شده توسط ارواح در گوش آنان زمزمه می شود و سپس آن گفته های ارواح را به زبان می آورند.البته باید گفت که ارواح خواسته های خود را از عقل به مغز و از مغز به سیستم عصب شنوایی منتقل می کنند


2-مدیوم بینا:

این نوع مدیوم ها قادرند گاهی طی شرایط خاصی با چشم تن ارواح و برخی از حقایق نامرئی حیات را بصورت شبح یا شخص کامل مشاهده کنند و خارج از پیرامون وجودی خود همه چیز را بصورت حقیقتی کاملتر درک کنند و گاهی هم ممکن است رخدادهایی را که در جهان در حال بروز است را به سادگی از راه دور دیده و بمراتب سریع تر از سیستمهای فنی و علمی و مخابراتی مطالب اطلاعاتی و مشاهدات خود را بازگو کنند.


3-مدیوم حلولی:

این گونه از مدیوم ها به نسبت سای در جوامع کمترند و آنها دارای روح و تنپوش بسیار لطیف تری از دیگران هستند. ارواح بیشتر تمایل دارند که در جلسات از وجود مدیوم های حلولی استفاده کنند و کنترل جسم وی را برای مدتی به دست بگیرند . این مدیوم ها معمولا پس از پایان جلسات هیچ مطلبی را از ما وقع جلسه بیاد ندارند . با حضور روحی در جلسات این گونه مدیوم ها اغلب شخصیت آن روح حلول کرده را به خود می گیرد و بنا به خواسته روح از خود حرکات فیزیکی بروز می دهند. در این شرایط روح تازه وارد روح شخص را برای چند لحضه مانند حرکت روح در زمان خواب کنار گذارده و برای مدتی در تنپوش وی جای می گیرد وکلیه حالت و شخصیت روح تازه وارد در وجود مدیوم پیدا می شود.


4-مدیوم کتابت:

بیشتر افراد بشر می توانند پس از چند بار شرکت در جلسات روحی و کسب دانش و علم روحی به صورت مدیوم کتابتی در آیند , زیرا این قدرت در تمام افراد به طور نسبی زیادی وجود دارد این نوع مدیوم ها قلم را در دست می گیرند و نوک آن را بر روی کاغذ می گذارند و سپس بدون اراده شخصی آنها , قلم خود به خود در دست مدیوم به حرکت در می آید و اشکالی را رسم می کند و در صورت تسلط روحی , خودکار و یا قلم شروع به نوشتن کلمات یا جملاتی می کند . این گونه تماس ها جزو سادترین تماس های روحی هستند که به آسانی می توان آثار روحی را در اطراف خود از طریق کارهای فیزیکی مشاهده کرد.


5-مدیوم الهامی یا حسی:

مدیوم هایی هستند که ارواح خواسته های خود را به صورت الهامات عقلی و ذهنی به آنها بازگو می کنند و آنان گاهی بدون اراده و خواست عملی را انجام می دهند و یا سخنانی بر زبان می آورند که پس از مدتی مشخص می شود آنها در آن زمان واکنش بسیار مناسب و برازنده ای نسبت به عمل قبلی خود در همین زمینه انجام داده اند واصولا باید چنین کاری صورت می گرفت تا از بروز اتفاقات و سوانحی جلوگیری به عمل آید. بیشتر افراد نسل بشر دارای چنین توانایی هایی هستند و این حالت مدیومی در آنها وجود دارد که در مواقع خاصی توسط روح نگهبان یا مددکار و راهنما مطالبی به آنها الهام می شود و یکی از همان حالتهای دلشوره یا نگرانی , وجود چنین الهاماتی است که در مواقع خاصی در افراد به وجود می آید.


6-مدیوم سیاله ای:

این افراد , مدیوم هایی هستند که از بدن آنها در جلسات روحی سیاله هایی خارج می شود که ارواح با استفاده از وجود همین سیاله ها قادرند قدرت یا پدیده های روحی را بوجود آورند و از خود آثار عقلی یا فیزیکی و ... بروز دهند .خروج سیالات روحی هرگز زیان یا مشکلی برای حالت روحی یا جسم مدیوم ندارد.به جهت همین سیاله های افراد است که باید در جلسات تجسدی همیشه افراد معتقد و موافق بیشتر از افراد ناباور و منفی باشند , زیرا افرادی که به وجود و بقای روح اعتقاد ندارند . اشخاص منفی تلقی شده و از قدرت مدیومی افراد(سیاله های مثبت) می کاهند و آن را خنثی می کنند و به همین علت هم حضور آنها مناسب جلسات روحی نیست.


7-مدیوم های وسیط روحی یا تجسدی:

این مدیوم ها نسبت به کلیه مدیوم های دیگر کمتر در بین افراد دیده می شوند .زیرا از سیالات بسیار قوی ای برخوردارند.انتخاب چنین مدیوم هایی مستلزم آزمایشات مختلفی است که بهترین و تواناترین مدیوم های وسیط در بین مدیوم های دیگر شناسایی شوند و از وجود آنها جهت تحرک یا تجسد بوسیله ارواح استفاده شوند


8-مدیوم های در خواب:

عده ای از افراد که می خوابند صاحب قدرت شگرفی می شوند و کلیه مطالبی را که در زمان رویا های خود مشاهده می کنند تمامی آنها روز بعد یا پس از مدتی کوتاه به وقوع می پیوندند و دلیل آن این است که در وقت خواب روح آنها پپس از کسب انرژی از جهان های روحی قادر است

اولا: در زندگی آینده خود و دیگران سیر و سفرهایی داشته باشد

ثانیا: در این شرایط می تواند ضمیر آگاه را نیز همراه ضمیر ناخودآگاه و سیار روانه کند تا کلیه مشاهدات و رویا های زمان خواب را این ضمیر به خاطر بسپارد و روز بعد بازگو نماید . این قبیل افراد را از نظر روحی مدیوم در خواب می نامند



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:23

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

جسم اثیری چیست؟

 

جسم اثیری چیست؟

یکی از شگفتی های خلقت موجودات , بخصوص در نسل بشر, تن پوش یا جسم اثیری یا قالب مثالی وی است که دارای حالت و اعمال و مشخصات بسیاری می باشد و نقش عمده ای در تکامل زندگی موجودات ایفا می نماید.

برخی از مشخصات تن پوش در نسل بشر به شرح زیر است:


1-نظر به این که روح عنصری است لطیف , سیال , و الهی , نمی تواند در جسم مادی خشن و سخت بطور مستقیم قرار گیرد لذا روح وارد تنپوش می شود و تنپوش است که رابط اتصال روح با بدن می گردد.

2-تن پوش مانند غلافی , تمام بدن را در بر گرفته و به تمامی سلول ها از هر نظر اثر مستقیم می گذارد.

3-روح و تنپوش پس از جدا شدن از بدن فرد زنده تظاهراتی را انجام می دهند . مثلا گاهی اتفاق می افتد فردی را همزمان در دو محل جداگانه می توان دید که به آن زوجی بودن یا همزاد یا فانتوم گفته می شود . پس از مرگ هم مسلما این نوع تظاهرات را روح و تنپوش کاملتر انجام می دهند

4-تمام ملکات اخلاقی و شخصیتی فرد در تن پوش وی جمع است و این تن پوش کاملا تابع قدرت روحی است.

5-روح , تن پوش را در تمام دوران تکامل با خود همراه دارد و در هر تولد و تکامل شکل و قیافه و شخصیت خاصی به فرد می دهد.

6-پس از فرا رسیدن مرگ و قطع شدن ریسمانهای نقره ای , روح همراه تنپوش جسم مادی را ترک می کند و به جهان های روحی مربوطه می رود.

7-وظیفه تن پوش این است که در هر تولد به روح شخصیت و به جسم شکل بدهد.

8-پس از ورود به جهان چهارم , روح به پاس خدمات تن پوش امواج آنرا بتدریج تغییر داده و مطابق امواج خود می کند تا در نهایت قابلیت جذب شدن به جهان پنجم و ششم و هفتم را داشته باشد.


رابطه تن پوش با جسم مادی


بر خلاف تصور تعداد زیادی از افراد جامعه که فقط جسم مادی را می شناسند , وجود حیات همین جسم در اصل مربوط به قدرت تن پوش یا جسم اثیری است. زیرا کالبد مادی بدون وجود جسم اثیری توانایی ادامه زندگی و تحرکی را ندارد و ذیلا مطالب مختصری در این زمینه بیان می گردد:

1-تمام موجودات زنده دارای نوعی جسم اثیری هستند که مشابه جسم مادی آنها است.

2-هرگاه جسم اثیری بطور کامل از جسم مادی جدا شود, جسم مادی از همان لحظه شروع به تجزیه و متلاشی شدن می کند.

3-جوهر ذاتی جسم اثیری با ماده تفاوت بسیاری دارد و به همین علت بطور دائم نمی تواند با آن زندگی کند.

4-جسم اثیری مرکز و محل عقل و احساس و نیرو های زندگی در موجودات جاندار است(تک یاخته دارای عقل و احساس است)

5-جسم اثیری یا تن پوش موجب شخصیت دادن به روح و شکل دادن به جسم مادی در هر حیاتی می گردد.

6-پس از مرگ بسیاری از صفات موجودات زنده در جسم اثیری آنها باقی می ماند تا در زندگی دیگر به نام ذات آنها متجلی شود.

7-ضمیر های مختلف نسل بشر(مانند آگاه و ناخودآگاه و سیار)در تنپوش قرار دارند.

8-پس از مرگ جسم مادی , جسم اثیری که تمام نیروهای عقلی (شعور , درک و غیره)را به همراه دارد , بدون وجود مغز مادی تمام اعمال عقلی را اداره کرده و همه افعال لازم را انجام می دهد . قدرت و حرکات و اعمال ارواح پس از ترک جسم مادی دلیل وجود این حقیقت است.

9-تن پوش بوسیله چهارده ریسمان نقره ای در نقاط مختلف به بدن وصل است و هر یک از این ریسمانها دارای قدرت های خاص در درمانهای روحی و جسمی افراد می باشند.

10-پس از مرگ و جدا شدن ریسمانهای نقره ای از جسم مادی , آنها به تن پوش متصل می شوند و قدرت اولیه خود را بدست می آورند.

11-اگر جسم مادی آسیب ببیند و یا عضوی از آن قطع شود , جسم اثیری یا تن پوش وی همچنان سالم باقی می ماند. کما اینکه افراد فلج و بیمار اکثرا خود را در زمان خواب سالم می بینند.


رابطه روح با تنپوش


محل استقرار روح در تن پوش است و دلیل آن شرایطی است که در تن پوش وجود دارد که در ذیل بشرح بخشی از آن می پردازیم

1-روح عنصری است لطیف و سیال و در این شرایط قادر نیست که مستقیما وارد جسم مادی که عنصر سخت و سفت است بشود . لذا در این بین نیاز به رابطی دارد تا این عمل را انجام دهد و این رابط همان جسم اثیری یا تن پوش می باشد.

2-تن پوش می تواند گاهی به شکل نوعی ماده و زمانی همچون روح به صورت سیال باشد. لذا روح بسهولت می تواند در آن جای گیرد.

3-امواج روح و تنپوش بر تمام قسمتهای جسم مادی و حتی درون سلول ها تسبط کامل دارد.

4-در زمان خواب , روح و تنپوش از جسم مادی خارج شده و از آن فاصله می گیرند . ولی رابطه بین آنها بوسیله ریسمان های نقره ای همچنان برقرار می ماند , این حالت در زمان بیداری هم برای برخی از افراد رخ می دهد که آن را دوگانگی روحی می نامند.جسم اثیری و روح آسیب ناپذیر هستند.

5-در تنپوش تمام خاطرات زندگیهای گذشته و حال جمع است و هر فردی همیشه آنها را به زندگیهای بعدی خویش انتقال می دهد.

6-وجود تن پوش باعث می گردد که هاله هایی در اطراف بدن جاندار بوجود آید.

7-یکی از نقش های عمده هاله های اطراف بدن در این است که امواج آن اجازه ورود و خروج هر نوع موجی را به جسم مادی تمی دهند بعلاوه قدرت مدیومی را در اشخاص مشخص می کنند. هرچه ارتفاع هاله ها بیشتر باشند قدرت مدیومی افراد نیز زیادتر است و فرد مصون تر از امواج محیط می گردد.

8-امواج روح و تنپوش بطور کامل در هم ادغام شده اند و پس از فرارسیدن مرگ که رابطه آنها با جسم مادی قطع می گردد و با یکدیگر به محل یا عالم خاصی حرکت می کنند.

9-گاهی روح وتن پوش در بیداری از جسم فاصله می گیرند و در این حالت فاصله مرکز عقلی با مغز زیاد می شود و هر چه این فاصله در فردی بیشتر شود بهمان نسبت هم حالت دوگانگی روحی در وی زیادتر می شود که ادامه آن نوعی جنون است.

10-قدرت های ذاتی در تن پوش است که در هر تولدی افراد آنرا با خود به جهان می آورند.



نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 20:51

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

لمس هاله

لمس هاله قسمت دوم:

لمس هاله


امیدوارم تمرین اول را به درستی انجام داده باشید.چون زیر بنای تمام تمرینهای دیگر میباشد.واما تمرین دیگری در باب لمس هاله

باز هم به ترتیبی که گفته شد در حالت آرامش قرار گیرید. بر روی چاکرای 7 خود تمرکز کنید.این بار به لمس چاکراهای خود اقدام نمایید

محل چاکراها را در نظر بگیرید.دستان خود رابه ترتیب از چاکرای دوم تا چاکرای هفتم بروی آنها قرار دهید.به آرامی دستان خود را حدود 20ساتیمتر از چاکراها دور کنید. بعد از آن به آرامی دستان خود را به طرف چاکراها ببرید.هر جا دستانتان به مانعی برخورد کرد.آنها را نگه دارید.وبه آرامی به لمس آنها اقدام کنید.برخی انرژی زیادی را زیر دستان خود حس خواهید نمود.بعضی دیگر که حس لامسه حساستری دارند.چاکرا را بصورت جامد مثلا یک تکه چوب حس خواهند کرد.این دسته از افراد چاکراها را بطور کامل حس کرده اند . هر چاکرا را بمدت 3 دقیقه لمس نمایید. این کار سبب تحریک چاکراها واحیانا دردناک شدن آنها میگردد. واین نشانه باز شدن تدریجی آنها خواهد بود. لازم به ذکر است که این تمرینها را با چشم بسته انجام دهید



اصولا ديدن هاله به دو صورت ممكن است


الف) ديدن هاله با چشم سوم "مربوط به چاكراي ششم

ب)ديدن هاله با چشم كه اين مقوله نيز به دو صورت ممكن ميباشد

الف- با چشم مسلح

ب- با چشم غير مسلح كه به تفضيل در مورد آنها صحبت خواهم كرد



اصولا ديدن هاله با چشم سوم اصولي ترين روش براي ديدن هاله خود وديگران است . شخص در اين حالت ميتواند كليه لايه های هاله را ديده وبا دانشي كه معمولا از طريق چشم سوم به آنها منتقل ميشود آنرا تجزيه وتحليل نمايد. نظر به اينكه خود تجربه اي در اين زمينه ندارم ترجيح ميدهم كه در باره اين مقوله صحبتي بيش از اين نداشته باشم . باز شدن چشم سوم يكي از مقوله هاي معرفتي است كه احتياج به خود سازي وخودشناسي ويژه اي دارد. ديدن هاله با چشم مسلح: كليه علاقمندان به ديدن هاله ميتوانند از عينكي به نام كرليان استفاده كرده وموفق به ديدن هاله گردند . البته اين را در نظر داشته باشيد كه استفاده زياد از اين عينك باعث آسيب به چشم خواهد شد. راه ديگري نيز براي ديدن هاله خودتان به شما پيشنهاد ميدهم وآن اينكه به وسيله دوربين عكاسي به همين نام(كرليان)شما ميتوانيد از هاله خود عكسبرداري كرده ونتيجه را مشاهده نماييد. اين دوربين در تهران موجود است وقيمت عكسبرداري آن 15000 تومان است. ديدن هاله با چشم غير مسلح: در نظر داشته باشيد كه در اين روش فقط به ديدن هاله اكتفا نكنيد با روشی كه شرح آنرا بطور كامل براي شما خواهم داد علاوه بر ديدن هاله شما قادر خواهيد بود انرژيهاي اطرافتان را بخوبي مشاهده نماييد.واگر كمي بيشتر تمرين نماييد قادر خواهيد بود كليه رنگهاي اصلي را در اسمان وزمين مشاهده كنيد.انسان ميتواند با تعقل به موجودات مادي وطبعيی بنگرد وخدا را در آن مشاهده كند و قدرت خالق را در يابد . ولي متاسفانه انسان بقدري شكاك شده كه بديهيات را درك نكرده ودنبال نشانه اي غير مادي است تا عظمت خالق رادريابد.

اميدوارم كه تمرين وانهادگي ورفتن در سطح آلفا انجام داده باشيد . با تمرين در سطح آلفا به تدريج سمت راست مغز شما فعال خواهد شد .واين فعاليت به شما اجازه خواهد داد كه حتي بعضي از پيامهاي معنوي را در اين حالت دريافت نماييد. اين تذكر را به شما عزيزان بدهم كليه كسانی كه به نوعي ارتباط با ارواح يا اجنه دارند از اين روش استفاده ننمايند.واين را ذكر نمايم كه اين ارتباطات به ضرر اين عزيزان خواهد بود ارواح سرگردان انرژي سنگين زيادي به شما منتقل خواهند نمود . وباعث مشكل در سيستم وبدن پرانيك وانرژيك شخص خواهد شد. اجنه نيز با قرار گرفتن در چاكراهاي مختلف شخص بصورت انگل از انرژيهاي شخص استفاده خواهند كردوايندو باعث بيماري ومشكل جهت شخص

خواهد شد



تمرين ديدن هاله تك رنگها :


جاي مناسب وراحتي را انتخاب نماييد. چند كاغذ رنگي انتخاب نماييد. (اگر براق باشد بهتر است) براي شروع از رنگ قرمز استفاده نماييد. ديدن هاله رنگ قرمز ساده تراز بقيه رنگها ميباشد. جهت راحتي كار كتاب قطوري را انتخاب كنيدوكاغذ را دور آن بپيچيد. بجاي كتاب ميتوان از يك آجر نيز استفاده كرد. آنرا به فاصله 5/1متري خود بروي ميز قرار دهيد. سعي كنيد كه از نور يك لامپ 100وات معمولی در اين تمرين استفاده كنيد بطوري كه نور از پشت سر شما بروي سوژه بتابد. زمينه پشت سوژه را به رنگ سفيد انتخاب كنيد. اكنون به حالت وانهادگي به شرحي كه گفته شد برويد. بعداز رفتن به حالت آلفا به آهستگي چشمان خود را باز كنيد و با ديد محيطي به سوژه نگاه كنيد يعني به 2ساتيمتري اطراف ومحيط پشت سوژه نظر كنيد. واز خيره شدن مستقيم به آن خوداري نماييد. هاله تك رنگ بعد از مدتي ظاهر خواهد شد. توجه داشته باشيد اگر موفق نشديد باز هم تمرين كنيد واز تلاش خسته نشويد. روئيت هاله در افراد مختلف يكسان نيست . امكان دارد افرادي زودتر موفق به ديدن آن گردند. كساني كه عينكي هستند به نسبت سريعتر از افراد ديگر انرژيها را روئيت خواهند نمود واين به دليل استفاده از سلولهاي كناری چشم هنگام ديد توسط آنان است. افرادي كه اين تمرين را انجام ميدهند توضيح دهند كه هاله رنگ قرمز را چه رنگي مشاهده نموده اند. وهمچنين بعد از مشاهده هاله رنگهاي مختلف بنويسيد كه هاله هر رنگ را به چه رنگي مشاهده نموده ايد. توجه داشته باشيد براي ديدن هاله موجودات زنده كه بسيار ظريفتر وسيالتر از ماده هستند حتما بايد تمرين فوق را انجام داده باشيد. منتظر پيامهاي شما عزيزان هستم تا مطالبي ديگر در اين باب را به شما عزيزان تقديم نمايم.


روش دیدن هاله گیاهان ودیدن انرژی در فضا :


دیدن هاله موجودات زنده به سبب ظریف بودن میدان انرژی اطراف آنها مقداری مشکلتر است. قبل از هر کار از خداوند بزرگ درخواست کمک وموفقیت روز افزون در امور معنوی ومادی در زندگی خودو دیگران نمایید.جایگاه ساکت وخلوتی را انتخاب کنید. همیشه از رنگ قرمز به سبب سادگی دیدن هاله آن استفاده نمایید. یک یا دو شاخه گل سرخ انتخاب کنید. آنرا در فاصله 5/1 متری خود قرار دهید. سعی کنید پشت زمینه سوژه برنگ سفید باشد. اکنون بروی صندلی راحتی قرار بگیرید و بشرحی که قبلا داده شدبه حالت وانهادگی بروید.بعد از قرار گرفتن در سطح آلفا به آهستگی چشمان خود را باز کنیدوباز هم بادید محیطی سوژه را بنگرید. اگر تمرینهای قبل را بخوبی انجام داده باشید بسادگی چتر هاله گل را تشخیص خواهید داد. حال میتوانید از انواع واقسام گیاهان با رنگهای مختلف استفاده نمایید. برای دیدن انرژی در فضا محیط ساکتی را در طبیعت انتخاب کنید.طاق باز دراز بکشید.بطوریکه سر شما در سایه قرار بگیرد.

اکنون به حالت آلفا برویدوبه آهستگی چشمان خود را باز کنیدوبه آسمان بنگرید.انرژیها را بعد از کمی دقت رویت خواهید کرد



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 22:1

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

هاله چیست؟

 ((قسمت اول))

هاله چیست و چگونه آن را درک کنیم:


ميدان ظريف اطراف انسان كه مثل يك تخم مرغ انسان را در بر گرفته هاله نام دارد.اين انرژي حياتي تجلي چند بعدي انرژي درخشان كيهاني است كه كالبد فيزيكي را در بر گرفته و در آن نفوذ ميكند وبه آن حيات ومعنا ميبخشد

هاله در بر گيرنده آگاهي وتصوير كامل زندگي ماست. همه افكار واحساسات وآگاهي ما از آن منشا ميگيرد. هاله شامل تمام تجربيات زندگي ما از لحظه تولد تا لحظه مرگ است و همچنين شامل همه خاطرات گذشته زندگي ما است كه از طريق سرنوشت (كارما)پيشاپيش معين شده است.


هاله كالبد زنده وچند بعدي آگاهي ما است كه افكار واحساسات واقعي را نشان ميدهدزيرا همواره به واقعيت درون ما پاسخ ميدهد.در واقع وضعيت كالبد هاي نامرئي-لايه هاي هاله اي وچاكراها ميتواند به واسطه تجربيات ما ونحوه پاسخ ما به آنها هر روز با روز پيش متفاوت باشد.

با مشاهده رنگهاي هاله ميتوانيم اطلاعات مهمي در باره سلامت جسمي و عاطفي وروحي فرد كسب كنيم . رنگها باز تاب سلامت كلي هاله هستند. يك هاله سالم داراي رنگهاي شفاف ودرخشان است.رنگهاي كدر در هاله نشانه مشكل يا بيماري هستند محل وشدت گرفتگي و عدم كارايي انرژي ميتواند شدت ومرحله بيماري را نشان دهد



رنگها همچنان بازتاب وضعيت ذهني وعاطفي ما هستند.مثلا رنگ غالب زرد در هاله نشان دهنده تمايل به زندگي –تجربه-وتفكر است.همچنين هاله داراي هفت لايه مجزاي انرژي است كه به نحو بنيادي با آنچه سيستم چاكرا ميناميم ودر طول نخاع قرار گرفته است در ارتباط است



هفت سطح هاله 

لايه اول
لايه اتري:

كالبد اتري حالتي بين ماده وانرژي است. از خطوط ظريف انرژي تشكيل شده است .كه مانند يك شبكه درخشان از پرتوهاي سفيد وآبي است. ساختار شبكه مانند آن در حركت مداوم است. اين لايه حدود 5/ الي 6 ساتيمتر از بدن وسعت دارد . رنگ لايه اول از آبي روشن تا آبي تيره متغير است. ساختار اين لايه با كالبد فيزيكي يكسان بوده وتمام جزييات وآناتومي بدن را در بر ميگيرد



لايه دوم
لايه عاطفي:

لايه احساسات ساختار آن سيال تر از لايه اتري است وبا كالبد فيزيكي يكسان نيست. اين لايه بصورت ابرهاي رنگين از جنسي ظريف با حركت سيال ومداوم ديده ميشودكه نشاندهنده طيف كامل عواطف ماست.فاصله اين لايه از كالبد فيزيكي 5/2الي 5/7سانيمتر است.



لايه سوم
لايه ذهني :

جنسي ظريفتر از كالبد عاطفي دارد. اين لايه به صورت نوري به رنگ زرد روشن كه اطراف سر وشانه ميتابد واطراف كل بدن وسعت پيدا ميكند,ديده ميشود. حاشيه اين لايه 5/7تا 20سانتيمتر از كالبد فيزيكي فاصله دارد…..شكلهاي افكار در اين لايه قابل مشاهده اند.


لايه چهارم

لايه اثيري:

كالبد اثيري فاقد شكل ثابت است.واز ابرهايي از رنگ تشكيل شده است. وسعت آن تا فاصله اي حدود 15الي 30ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.اين كالبد ما را با بعدهاي بالاتري از واقعيت ارتباط ميدهند.

 

 لايه پنجم 

لايه كليشه اي اتري:

اين لايه حاوي طرح كليشهاي تمام اشكال موجود در سطح فيزيكي است . اين لايه الگوي كاملي براي لايه اتري است. وسعت ان تا فاصله 45الي 60 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.

 

لايه ششم 

لايه آسماني:

سطح ششم كالبد آسماني نام دارد. وسعت آن حدود 60الي 105 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.دز اين سطح است كه ما وجد و شعف معنوي را تجربه ميكنيم. از طريق كالبد آسماني است كه ما عشق بدون قيد و شرط را مياموزيم. كالبد آسماني بصورت نوري ديده ميشود كه از رنگهاي روشن وملايم تشكيل شده است و درخشش و زيبايي دارد. اين نور درخشش طلايي- نقره اي وكيفيت رنگ به رنگ شونده دارد.

 

لايه كليشه اي كتري كالبد علي(لايه هفتم) :

وسعت آن حدود 75الي 105 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است. در بر گيرنده تمام كالبدهاي هاله همراه با كالبد فيزيكي است. كالبد كتري از رشته هاي ظريف نور طلايي ونقره اي تشكيل شده كه فرم كلي هاله را حفظ ميكند. كالبد كتري حاوي يك ساختار شبكه اي طلايي از كالبد فيزيكي وتمام چاكراهاست

 

روشی برای لمس هاله:


کسانی که میخواهند با روش زیر هاله را لمس نمایند.باید به تعداد دفعات زیاد تمرین نمایند.وبیاد داشته باشند که همه چیز آسان بدست نمیآید وباید برای آن زحمت کشید.

برای بدست آوردن معنویت بایست تلاش زیادی بخرج داد.وزره زره آنرا جمع آوری نمود ولی بیاد داشته باشید.که چیزی را که با زحمت بدست آوردید.بر اثر ندانم کاری به یکباره از دست ندهید

کسانی که مایلند این کار را شروع کنند بخاطر داشته باشند.که از کنجکاوی ودخالت در زندگی شخصی دیگران بشدت دوری نمایند.وقفط در صورت اجازه دیگران به لمس ودیدن هاله آنها بپردازند



مراحلی برای شروع لمس هاله:



محیط آرامی را انتخاب کنید.سعی کنید محیط را نیمه تاریک کرده ووبروی صندلی راحتی بنشینید.بطوری که بدن وسروگردن را رها کنید.

چشمان خود را ببندید.وبا تنفس عمیق چهار مرحله ای کار خود را شروع کنید.


1) تنفس عمیق شکمی دم از بینی(منظور این است هنگام تنفس هوا را به شکم خود سرازیر کنید.بدون اینکه قفسه سینه شما رفلکس داشته باشد)

2) ایست دم به مدت دوثانیه

3) باز دم عمیق از بینی

4) ایست تنفس به مدت دو ثانیه


14الی 20تنفس به این صورت شما را آرام خواهد نمود.سعی کنید بعد از این حالت بدن خود را ریلکس و وانهاده نمایید.برای این کار شما میتوانید با اعضای بدن خود به ترتیب صحبت کرده وبا انتقال فکر عضوهای بدن خود را ستوده و از آنها بخواهید که ریلکس ووانهاده و شل شوند

بعد از این کار با همه وجود به فرق سر خود تمرکز کنید.در هنگام توجه به چاکرای هفت.40مرتبه ذکر الله را تکرار کنید.این ذکر در هنگام تمرکزسبب باز شدن تدریجی چاکرای هفتم شما خواهد شد.از نشانه های باز شدن چاکرای هفت احساس سنگینی و فشار بر روی فرق سر شما است

برای بهتر باز شدن چاکرای هفت خود میتوانید از نگین عقیق که بروی فرق سر خود بگذارید نیز استفاده نمایید

حالاکف دستان خود را با تمرکز بروی هم بگذارید. وبه کف دستان خود فکر کنید.به آرامی 20ساتیمتر هر دو کف دستان را از هم دور کنید.وبعد به آهستگی هر چه تمامتر آنها را به هم نزدیک کنید.به اولین مانعی که برخورد کردید دستان خود را نگه دارید وبه آرامی با جلو عقب کردن دستان آن مانع را لمس نمایید.شما احساس خواهید کرد که انگار بادکنک نرمی را در میان دستان داریدوبه آرامی آنرا لمس میکنید.میتوانید این هاله را با حرکتهای چرخشی آرامی که به دستان میدهید بهتر احساس کنید

کل تمرین را بمدت حداکثر نیم ساعت ادامه دهید.بعد از تمرین چشمان خود را بلافاصله باز نکنید.وبا شمارش تا 5 شماره وسه تنفس عمیق چشمان خود را باز کرده وازخدای خود تشکر کنید.این تمرین را تا ده روز انجام دهید تا دستان شما به لمس کردن هاله عادت کند. تا بتوانیم تمرینهای دیگری در این زمینه را انجام دهیم



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 21:47

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

سنگ های جادویی

سنگ ها و کريستال های جادويی

چند وقت پیش سوالی درباره خواص سنگها وکریستالها از من شده بود من به منابع مختلفی رجوع کردم ولی یکی از انها که از نظر من معتبرتر بود و توضیحات کاملتری داشت انتخاب نموده ودر سایت قرار دادم دوستان هم به لطف خودشان در جهت تکمیل موضوع کمک نمایند.

یاقوت ارغوانی
بنفش-تاج سر-

آرامش،تخلیه انرژی1، تمیز کننده و تخریک کننده ی قوای روحانی، تعادل یین یانگ، تقویت کننده ی قلب، پاک کننده ی کبد از سموم، فوق العاده برای مشکلات ریه.


سنگ دلربا، حجرالبرق
سبز-قلب

تسکین دهنده احساسات،مورد استفاده برای قلب و قلب درد،اعتماد به نفس برای خود یا دیگران، آرامش درون


عقیق
گوناگون-شبکه خورشیدی، قلب

ترغیب فرد به صداقت و درستی،ترقی دادن صفات نیکو،شادی،هوش،موفقیت،عمرطولانی،وفورنعمت و سلامتی،تاثیر میگذارد برمعده،گلو و قلب

مالاکیت
سبز- آبی-قلب،تاج

سنگی برای همه ی اهداف شفابخشی،بر جسم اثیری تاثیر میگذارد،غده پاراتیروئید،فوت بخشیدن به دید چشم سوم،طحال،لوزالمعده،استفاده میشود برای آزادسازی احساسات سرکوب شده و سم زذایی هم استفاده میشود


یشم خطایی،حجرالدم
سبز-قرمز-بقا(ریشه)

شهامت،صبر و توازن می بخشد، برای بند آوردن خونریزی استفاده میشود،در تصمیم گیری کمک میکند،برای رفع فقرآهن در خون، برای حرکت نیروی کندالینی،روحی از آرامش خلق میکند برای آنهایی که خواستارش هستند.

کوارتز زرد2
طلایی-شبکه خورشیدی

از خود امواجی ساطع میکند، جو شادی،به افکار کمک میکند واضح و به احساسات کمک میکند کنترل شوند،اندیشیدن را تا درجه شهود ارتقا میدهد،از نظر فیزیکی به قولون3 برای زدودن سموم کمک میکند،کیسه صفرا،کلیه ها و تمام سیستم دفع سموم در بدن.


عقیق سبز4
سبز-شبکه خورشیدی، قلب

برای تنظیم کردن شبکه خورشیدی و نواحی قلب یک حالت شفقت و گنجایش دارد که به تسکین هیجان ها می انجامد،برای فرونشاندن حمله های عصبی(غش) و اختلالات روانی کمک میکند،همچنین در جادو برای خنثی یا منحرف کردن انرژی های ناخواسته کاربرد دارد.

فلور،فلوریت5
شفاف،آبی،ارغوانی-تاج،چشم سوم

سنگ چند وجهی،متعادل و یکی میکند خود پایینی(انسان) را با خود متعالی(معنوی)،برای مراقبه روی چرخ انرژی چشم سوم خوب است،بیماری های بدخیم را عالی رفع میکند.

نارسنگ،لعل،حجرسیلان
قرمز-بقا

شادی،صلح،تعادل،صبر،الهام و پشتکار را برمی انگیزد،برای زایمان و قاعدگی زنان خوب است و گذراندن زندگی،رفع اختلالات خونی، حاصلخیزی و وفور نعمت،درد ورم مفاصل(آرتریت) را کم میکند.

هماتیت(نوعی سنگ آهن)
خاکستری-مشکی-بقا

سنگی بسیار مناسب برای تخلیه انرژی،بدن فیزیکی را بسیار خنک میسازد،استفاده میشود برای تب ها و آرام کردن نگرانی ها و اضطراب گویی که که به فرد روشن بینی اعطا میکند،اغلب به عنوان سنگ نگرانی شناخته میشود.

الماس6
شفاف-تاج سر

نوعی مخصوص از بلور کوارتز بسیار متعادل، با انرژی های یین یانگ کار میکند،اغلب به عنوان کریستال رویا شناخته میشود،در به یاد آوردن آموزش های وضعیت رویا در حالت بیداری(ضمیر خودآگاه) کمک میکند،بسیار بسیار همآهنگ با حالات روحانی

سیلیکات آلومینیوم
آبی،سیاه-تاج سر، چشم سوم

همه چرخ های انرژی را هم تراز میکند،اگر خیلی هدفگیری شود میتواند چرخ های انرژی7(مراکز انرژی بدن) را باز کند،ناامیدی و خشم را خنثی میکند،سنگی بسیار همآهنگ و مناسب، خوب برای مدیتیشن،در رجعت به زندگی های گذشته کمک میکند.

سنگ لاجورد(سنگ ارمنی)
آبی-گلو،چشم سوم

روی چشم سوم به کار میرود،به باز کردن و شفاف سازی دید درونی کمک میکند،قدرت، نیروی حیات و اعتماد به نفس می آورد، برای اختلالات گلو، قلب، طحال،خون،پوست همچنین برای مقابله با تاثیرات سکته و بیماری صرع کاربرد دارد،همچنین برای عملیات رویا بینی کاربرد دارد.

لیتیوم9
بنفش کمرنگ همراه مواد معدنی صورتی رنگ-تاج سر، شبکه خورشیدی
کمک میکند به کاهش استرس و آسانی فشار روانی،بین چرخه مرگ و حیات ارتباط برقرار میکند و مرحله انتقال را آسان میکند،سنگ مقدماتی خوبی است برای کارهای روحانی باطنی،در مرتبه فیزیکی به گوارش کمک میکند.


سنگ مروارید نما(حجر القمر)
سفید کمرنگ-تاج

تاثیر بسزایی در آرام کردن احساسات دارد،غده صنوبری را تحریک میکند،به برانگیختن احساسات طبیعی(بصیرت ذاتی) کمک میکند،دردهای قاعدگی را کاهش میدهد، شرایط فساد در پوست،مو،چشم ها و مایعات بدن(اشک ها و اسید معده)را کاهش میدهد.

شیشه آتش فشانی(سنگ آتش فشان)
سیاه-شبیه کریستال یخ-
برای شکل دادن دید بیرونی ودرونی استفاده میشود،یکی از مهمترین "آموزگاران" سنگ های عصرجدید،به شخص صداقت را در ارتباط با ضمیرش می آموزد،تضاد بین زندگی روز وشب، ظلمت و نور،حقیقت و خطا را مجسم میکند.

زبرجد
سبز،سبز/زرد-قلب،چشم سوم
عمل گوارش را بهتر میکند،بیماری های مزمن سیستم گوارش را کم میکند،به کار میرود برای حفاظت،کامیابی،شادی، آرام کردن احساسات، پاکسازی و تعادل.

سولفید آهن10
به رنگ طلا-شبکه خورشیدی
جنبه حفاظت و حمایت دارد که بر سطوح فیزیکی،روحی و احساسی تاثیرمیگذارد،سپری است در مقابل شکل های زیادی از انرژی منفی،به سیتم گردش خون قوت میدهد، اکسیژن داخل خون را پاک میکند.

کوارتز(الماس کوهی)
شفاف-ماورای نقاط شخصی
همه نوع هدف،همه نوع شفا بخشی،نیروی فکر را افزایش میدهد،انرژی را به سپر حفاظتی اطراف میدان اورایی11 تغییر شکل میدهد،فوق العاده برای مراقبه، کارهای رنگی، کارهای اورایی،بسیار تولید کننده انرژی.

کوارتز شارژ شده
خیلی سیاه-

همه نوع انرژی منفی را جذب میکند،کنار وسایل الکتریکی(تلویزیون،ماکروفر،کامپیوتر)قرار دهید تا انرژی های منفی شان را جذب کند.

کوارتز گل سرخ(رز)
صورتی-قلب

قلب را از همه نوع زخم آسوده میکند،کمک میکند به شفای دردهای احساسی،عشق را زیاد میکند،عشق به خود،دید مثبت،سرور و وحدت،سودمند برای قلب،گلو،گوش ها، بینی، سینوس ها،کلیه ها و فشارخون.

کوارتز دودی
سیاه،خاکستری
بقا،شبکه خورشیدی

ترس،وحشت و فشار روانی را آرام میکند،اورا را پاک میکند،بسیار خوب تخلیه انرژی میکند،دید مثبت را افزایش میدهد،آرام کننده،روی چاکرای بقا عالی تاثیر میگذارد برای رها کردن سدهای احساسی و فیزیکی،استفاده میشود برای گرفتگی عضلات در هنگام قاعدگی،روده ها، معده و گوارش.


یاقوت زرد(زبرجد هندی)
زرد-شبکه خورشیدی

حالات منفی را از چاکراها بیرون میکشد، حفاظت میکند در مقابل بی خوابی و فشار روانی،وضعیت آسانسور،حیات بخش، محرک فرایند تفکر خلاق است،مرگ را آسان میکند.

کهربا
مختلف-بقا،قلب

به عنوان سپر حفاظتی عمل میکند،انرژی منفی را تغییر شکل میدهد و تحلیل میبرد بدون آزاد کردنش در فضا،دید و "دیدن" را با شفقت و مهربانی پیوند میدهد،خوب برای چشم ها، توسعه دادن عقاید محدود اندیشیدن را می آموزد،آرزوها را یه عشق والاتر پیوند میزند، سنگی بسیار کامل.

فیروزه
آبی مایل به سبز کمرنگ-قلب،گلو

شناخته میشود به عنوان "سنگ آسمان"،فوق العاده است هم برای هماهنگی معنوی و شفای مراکز انرژِی هم برای بدن فیزیکی،همان قدر برای تخلیه انرژی خوب است که برای جستجوهای عالم رویا و سفر کالبد اختری،همه سطوح وجود را پاکسازی میکند و قابلیت درمان حالات منفی قوی را دارد،همچنین استفاده میشود برای زخم ها و آسیب های وارده به استخوان.


نکات:

1.تخلیه انرژی (Grounding) = پراکندن انرژی متراکم تولید شده در طول هر مراسم جادویی یا کار از طریق فرستادن آن به زمین.

2.کوارتز زرد اغلب به عنوان یاقوت زرد فروخته میشود.

3.روده ی بزرگ.

4.از انواع سنگ های یمانی.

FLORITE.5. = به صورت فلوار یا فلواریت هم نوشته میشود.

6.در نزد جادوگران به هرکیمر (HERKIMER) نیزمعروف است.

7.چاکراها (CHAKRAS)

Past Life Regression.8.ما جادوگران معتقدیم که انسان هایی که در این دنیا هستند در گذشته زندگی های بسیاری را در کالبد های مختلفی تجربه کرده اند که خاطرات این زندگی ها در جایی ثبت شده و با شرایطی (از جمله تالار یادبود در سنت ویکا) قابل دسترسی اند.

9.(شیمی) لیتیوم، سبک ترین فلزهاست.

10.به آن "طلای احمقان" نیز گویند.

11.هاله اطراف بدن.



نوشته شده توسط بهار تاريخ چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 0:50

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

تایتانیک

 

كشتي تايتانيك و نفرين فراعنه

همه ما حتما در مورد كشتي تايتانيك و غرق شدن اون چيزايي خونديم  و ديديم ولي اينكه چه جوري اين كشتي بزرگ كه همه اونو جاويد و غرق نشدني مي دونستند
با كوه يخي برخورد كرد و غرق شد به جز علل فيزيكي كه براي غرق شدن اين كشتي بيان شده يه علت متافيزيكي هم براي اون بيان شده كه  مربوط به نفرين فراعنه هست طبق نوشته هاي موجود در اهرام مصر اشخاصي كه بخواهند به جنازه هاي موميايي شده خانواده فرعون نظري داشته باشند به عذابي جاويد مبتلا مي گردند كه بعضي از مصر شناسان براين باورند كه تاتموس سوم يكي از فراعنه مصر جهت ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم مان ان عصر و جلوگيري از مقبره ها به كاتبان دستور داده بود تا در كتيبه هاي  سنگي متن نفرين نامه وي را حك كنند
در سال 1911 ميلادي تاجري فرانسوي به نام رنه موروا كه در كشور انگلستان به كار تجارت اشياي قديمي مشغول بود و در زمينه صنعت كشتي سازي نيز سرمايه گذاري مي كرد به همراهي كاپيتان اسميت ومهندس اندروز به مصر مي روند بر حسب تصادف در انجا شاهد خريد و فروش تابوتي قديمي متعلق به معبد امون  مي شوند
كه در قرعه كشي شركت مي كنند و اين تابوتو خريداري مي كنند اين تابوت ارزش هنري زيادي داشت و داراي حكاكي هاي نفيسي بود و درون ان جنازه موميايي شده همسر فرعون شانزدهم مصر بود و ديواره هاي تابوت از طلا و عاج بر روي سنگ ساخته شده بود موروا از خريدش خوشحال بود و انرا پيك خوشبختي خودش مي دانست ولي برخلاف نظرش از زماني كه ان تابوت به زندگي او وارد شد دچار بدبختي ها و تيره روزي هاي بي شمار شد هنوز چند روزي از خريد ان نگذشته بود كه بر اثر گرفتگي لوله تفنگش دست راستش مجروح وقطع شد مغازه اش در اتش سوخت و دچار بيماري سل شد و در عرض يك ماه بطور كلي بد بخت و ورشكست شد.

مورو اپس از فكر كردن زياد متوجه تابوتي شد كه خريداري كرده بود و با خود فكر كرد كه اين گرفتاريها درست پس از خريدن اين تابوت شروع شده اند و بسراغ ان رفت بمحض نزديك شدن به تابوت از ترس بر جاي خود ميخكوب شد غير قابل باور بود و لي حقيقت داشت موقعيكه انرا خريداري كرده بود ساعتها به تصويري كه روي تابوت حكاكي شده بود نگاه كرده بود تصوير داراي لبخند و چشماني بسته بود . اما اين بار فرق مي كرد چشمان تصوير باز بود و هيچ نشانه اي از تبسم بر ان نبود و گويي با نفرت بر او نگاه مي كرد .پس تصميم به فروش ان گرفت ولي نمي خواست در اين كار عجله به خرج دهد و به قيمت پايين بفروشد. در همسايگي خانه او بيوه
ثروتمندي بود كه از زمان مراجعت او از مصر هر روز به خانه انها مي امد و ساعتها در مورد مصر و تمدن كهن با او صحبت مي كرد انگونه كه بعدها خانم همسايه در اخرين ساعات مرگش به كشيشي كه به بالينش حاضر شده بود گفت كه وقتي به خانه موروا رفتم ديدم كه ا. بر جاي خود خشك شده و به چشم هاي تصوير روي تابوت خيره شده اولش فكر كردم در همان حالت مرده است ولي زمانيكه نزديك شدم متوجه لرزش خفيف بدنش شدم فهميدم دچار شوك شديدي شده پشتش را ماليدم و به زور يك فنجان قهوه به او خوراندم . پس از بيست دقيقه موروا به حالت عادي برگشت و با گريه گفت چشمان تصوير باز شده و روح ملكه در اين اتاق قدم مي زند من كه به بد شانسيهاي يك ماه قبل او واقف بودم گفته هايش را از روي فشار عصبي دانستم و براي انكه خونسردي و ارامش را به او باز گردانم گفتم: در مورد موميايي تو اشتباه مي كني و براي اينكه خيالت ازين بابت راحت باشد من حاضرم انرا به قيمت خوبي از تو بخرم انتظار برخورد شديدي از جانب وي را داشتم چون دو هفته قبل در مورد فروش ان صحبت كرده بوديم وي برخورد تندي نشان داده بود با شنيدن اين حرف جان تازه اي پيدا كرد و بدون انكه مبلغ پيشنهادي را بشنود گفت باشد انرا به تو فروختم  در ان لحظه خيلي احساس خوشحالي مي كردم ولي اي كاش هرگز انرا نخريده بودم. موروا با فروش تابوت تمامي بدبختي هايش را نيز به خانم بيبسكو انتقال داد.همانروز ورود مادرش از پله ها سقوط كرد و نخاعش قطع شد مردي كه قرار بود با او ازدواج كند بي هيچ بهانه اي كنار كشيد و او را تنها گذاشت مرغ و خروسهايش بصورت دست جمعي مردند . سه سگ گرانبهايش در يك لحظه هار شدند و بطرف يكديگر حمله كردند و در نهايت انها را با تير خلاص كردند و خود خانم بيبسكو هم به بيماري جذام مبتلا شد و با زجر فراوان در گذشت.كشيش تگنر كه در اخرين لحظات بالاي سر خانم بيبسكو بود پي به اين راز مخوف برد و پاپ اعظم را در جريان امر گذاشت و طبق دستور كليسا مي بايست هر چه زودتر به اهرام مصر باز گردانده شود و ماموريت انتقال ان به كشيش سپرده شد. موروا دو روز بعد از مرگ خانم بيبسكو در گذشت و تحقيقات بعدي نشان دادند كه فروشنده اصلي نيز چندي قبل بر اثر يك اشتباه فوت كرده است. اما مادر عليل خانم بيبسكو كه تنها وارث وي بود اعلام كرد كه جنازه موميايي و تابوت انرا به موزه مردم شناسي لندن اهدا مي نمايد . مسئولان اين موزه با خوشحالي قبول كردند و انرا به موزه انتقال دادند.
فاجعه هاي پيش بيني نشده  ان موميايي پاياني نداشت و براي دست اندر كاران ان موزه نيز درد سرهايي  فراهم كرد بعنوان نمونم نقاش ايتا ليايي بنام اميل كانتيني در طول شش ماه تلاش چندين بار خواست از تصوير ملكه مصري تابلويي تهيه كند و هر بار بدلايل نا معلومي موفق نشد و اخرين بار كه تصوير را تمام كرد و سوار درشكه شد تا انرا به گالري نقاشي اش ببرد در بين راه ناگهان چيزي متحرك و سفيد از اسمان بر بالاي سر درشكه نمايان شد و موجب رم كردن اسبها شد و تابلو كاملا تخريب شده بود و فقط چشمهاي ان سالم مانده بودند كه به وضع تمسخر اميزي بوي مي نگريست. اتش سوزي موزه لندن نيز در سال 1911 يكي از رويدادهايي است كه هنوز علتش مشخص نشده و عده اي بر اين باورند كه به علت وجود تابوت در اين موزه صورت گرفته چرا كه در هنگام وقوع فاجعه شبحي را در حال پرواز در بالاي اين موزه ديده اند. ديگر براي مسئولان موزه جاي درنگ نبود و بايد از شر اين تابوت خلاص  مي شدند با تلگرامي فوري موضوع را با موزه مصر شناسي نيويورك مطرح ساختند . پرفسور اچ . دي . زيگلز كارشناس مصر شناسي در ان عصر توانست دست اندر كاران موزه نيويورك را متقاعد سازد كه گفته هاي انگليسيها از خرافات سر چشمه گرفته است و اخر سر انان در پاسخ به تلگراف اعلام نمودند كه ملكه موميايي شده را با  كشتي تايتانيك به امريكا بفرستند تا در اين موزه نگهداري شودو مطمئنا ان ملكه از بودن در كنار ساير نمونه هاي مصر باستان خوشحال خواهد شد و دست از بازيگوشيهايش بر خواهد داشت. اين پايان ماجرا بود و
تابوت فوق به كاپيتان اسميت و مهندس اندروز سپرده شد تا بوسيله كشتي تايتانيك به امريكا برده شود اين دو تنها كساني بودند كه در انروز از چگونگي خريدو حمل ان با خبر بودند و بنا بر ترسي كه از تهمت قاچاق كالا و ميراثهاي فرهنگي سكوت را تر جيح دادند و كشتي تايتانيك غرق شد و ملكه مصري توانست از دو دشمن قديمي خود نيز انتقام بگيرد . ايا مي توان همه اين رويدادها را بر حسب تقاطع زمان و تصادف گذاشت اگر اين طور باشد پس موضوع شبح كه بارها مشاهده شد چگونه مي توان توجيه كرد؟

 

 



نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 21:32

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com