تبليغاتX

عاشقانه های سرگردان
عاشقانه های سرگردان

شاهرخ خان

(( شاهرخ خان ))

 

تاریخ تولد : 2 نوامبر 1965

محل تولد : دهلی نو ،هندوستان

موهای بسیار بلند ،بینی بزرگ ،اندامی لاغر و رنجور ،لبهای نسبتا کلفت هیچ کس باور نمی کرد فردی با این خصوصیات چهره بتواند در دل تماشاگری راه باز کند. زیبایی چهره ،هیکلی تنومند و قدی بلند سه معیار اصلی انتخاب بازیگر خصوصیاتش کاملا بیگانه بود.شاهرخ خان در شبی مهتابی در خانه تاج محمد به دنیا آمد ،البته پیش از او لا لا پا به این خانه گذاشته بود و پنج سال تمام تنها فرزند و دختر یکدانه پدر و مادر بود.

خانواده شاهرخ خان وضعیت اقتصادی متوسطی داشتند اما در حال حاضر او یکی از گرانقیمترین ستارگان هند با دستمزدی افسانه ای است.شاهرخ خان علاقه مند به تحصیل و ورزش روزگاری می رفت تا به عنوان یک ورزشکار حرفه ای فعالیت کند و شاید کمتر کسی از شما بداند او روزگاری کاپیتان تیم ملی کریکت هندوستان بود،اما به درخواست والدین خود در رشته اقتصاد و در دانشگاه هنسراج دهلی نو به تحصیل پرداخت .

لیسانس اش را که گرفت وارد رشته فیلم سازی شد و مدرک فوق خود را در در این رشته گرفت . یک شب به پیشنهاد یکی از دوستان به یک مهمانی مفصل دعوت شد و در آن جا ستاره اقبالش در گودی چیبر دانش آموخته و مدرن اسکول ، گره خورد ،این آشنایی در اندک زمانی از به ازدواج ختم شد،گوری شدیدا با بازیگری شدیدا مخالف بود و اصلا نمی خواست تا شاهرخ خان در سینما پا بگیرد

 اما این پسر راه خود را یافته بود و بازی در سریالهای تلویزیونی را آغاز کرد اما هنوز به جایی نرسیده بود تا اینکه در سال 91 پس از آشنایی با ویویک عازم بمبئی می شود و مورد توجه هیما مالینی ستاره زن آن روزگار قرار می گیرد،هیما می خواهد تا او بازیگر اولین فیلمی باشد که کارگردانی می کند و برای آن چهره هرگز به یک چهره مطلوب دست نمی یابند و همه نا امید می شوند اما چیزی در صورت این جوان بود که هیما را مصمم می ساخت از او استفاده کند.

به هر حال شاهرخ خان در این فیلم بازی می کند و دیل آشناهه به سکوی پرتاب او تبدیل می شود . 12 سال بعد پس از آن فیلم شاهرخ خان به سوپر استار هند بدل می شود.



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:32

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

گوگوش

بیوگرافی خانم گوگوش "فائقه آتشین"

خانم فائقه آتشین "گوگوش" در 18 بهمن1331 شمسی مطابق با 7 فوریه 1951 میلادی (و به نقلی دیگر در سال 1328شمسی ) در خیابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.

 برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد. 



"گوگوش"کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گویند وقتی گوگوش خیلی کوچک بود یک حانواده ارمنی همسایه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتند .خانم آتشین ،"گوگوش" از این نام خوشش آمد و به عنوان نام هنری خود انتخاب کرد.پدر وی هنرمند و آکروبات بود و در تماشاخانه ها به حرکات آکروباتیک میپر داخت که در آن روزگار بسیار پرطرفدار بود ومردم از برنامه های او استقبال می کردند گوگوش خردسال نیز گاهی به پدر کمک می کرد و از این رو در دو سه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد. پدر گوگوش او را به هنر موسیقی و اجرا تشویق می کرد آثار نبوغ و استعداد در همان کودکی در گوگوش هویدا بود و همه را به تحسین وا می داشت.

گوگوش از دوران خردسالی در رادیو و تلویزیون هنرمندی می کرد. ترانه هایی که با صدای کودکانه و سیمای معصوم و زیبایش در برنامه های رادیو و تلویزیون می خواند بسیار دلنشین و پر طرفدار بود .زمان سپری شد و دوران نوجوانی و جوانی وی فرا رسید .او دختری زیبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسیقی و هنر با سالها تمرین و تجربه عجین شد و گوگوش را به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل کرد و حتی این شهرت و محبوبیت از ایران نیز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجیکستان نیز کشیده شد .برخی او را "شاهماهی موسیقی ایران " نامیده اند. 



 تا آنجا که من میدونم زندگی کمتر هنرمندی در تاریخ موسیقی ایران این چنین افتخار آمیز اما پر فراز و نشیب بوده است از آنجا که در حجم این مقاله محدودم مابقی زندگی هنری گوگوش و زنگی شخصی او را مانند گزارشی اراثه می کنم امیدوارم حس و حال ابتدای این مقاله و مطالب آینده شما را برانگیزد و خود بیشتر درباره گوگوش بخوانید. 



 وی برای اولین بار با بهروز وثوقی بازیگر معروف و بار دیگر با مسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی ازدواج کرد و همچنین مادر خواننده جوان "کامبیز"است.

 

گوگوش علاوه بر خوانندگی بازیگر توانایی بود ودر فیلمهای مشهوری چون:

 بیم و امید (1339 )

ستاره هفت آسمون(1347 )


سه دیوانه (
۱۳۴۷)


پنجره(۱۳۴۱)


 احساس داغ (۱۳۵۰)


بی تا(۱۳۵۱)


ممل امریکایی(1353 )

شب غریبان (۱۳۵۴)

همسفر(1354 )

ماه عسل (۱۳۵۵)

نازنین (۱۳۵۵)

درامتداد شب( ۱۳۵۶) 

امشب اشکی می ریزد ( 1357 ) هنرمندی کرد

خوانندگی گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379او دوباره در کانادا خوانندگی کرد.


هنوز بخش مهمی از زندگی هنری گوگوش ناگفته باقی مانده و آن سبک و نقش او در موسیقی و خوانندگی است و تاثیری که بردلها گذاشت.

برای بیان این مطلب شما را به نظر دو تن از افرادی که در زندگی هنری و شخصی وی تحقیق کرده اند دعوت می کنم


آفای محمود خوشنام کارشناس موسیقی:"

 گوگوش به یقین چهره ی استثنائی موسیقی پاپ ایران است. او تنها صدای خوش ندارد. دریافت شعر و آهنگ و تفسیر سازگار آن ها از مهارت های ویژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سیقی پاپ ایران می گذرد همتای همسنگی پیدا نکرده است. آن ها نیز که از او تقلید کرده اند در همان حد مقلد باقی مانده اند!"

مرحوم محی الدین عالم پور نویسنده کتاب "روزگار تلخ و شیرین گوگوش"(شرح زندگی هنری و شخصی گوگوش )و کسی که در دوران وقفه خوانندگی گوگوش از تاجیکستان به ایران امد و درباره زندگی اش با او مصاحبه کرد:


"گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خیلی صادقانه از ته دل و صمیمانه و بدون ریا.او مکتب هنری ویژه خود را ایجاد کرد تکمیل نمود زیرا از سه سالگی روی صحنه بود آواز خواند نقش آفرید و روح مردم را با صدای دلنشینش نوازش داد و به دل و دیده مردم نشست.سعادت خودش وبهترین سالهای زندگی اش را برای هنر قربانی کردو به قله مقصود رسید بلی رسید و اکنون باید در این قله پیروزی جاودان بماند"



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:5

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

گوگوش

گوگوش شاه ماهی موسیقی و هنر ایران زمین

بیوگرافی گوگوش (( فائقه آتشین )) به نقل از خودش:

- متولد سال 1328 در تهران.

- داراي مدرك تحصيلي متوسطه

- فعاليت هنري با عمليات آكروباسي (1334)

- فعاليت هنري با خوانندگي (1338)

- شروع فعاليت در سينما با بازي در فيلم بيم و اميد

- شروع مجدد خوانندگي پس از وقفه اي طولاني در سال 1379 (كانادا)

بخشي از فيلمشناسي:

بيم و اميد (1339)

گدايان تهران (1345)

ستاره هفت آسمون (1347)

سه ديوانه (1347)

پنجره (1349)

احساس داغ (1350)

بي تا (1351)

ممل آمريكايي (1353)

شب غريبان (1354)

همسفر (1354)

ماه عسل (1355)

نازنين (1355)

در امتداد شب (1356)

امشب اشكي مي ريزد (1357 )

بیوگرافی گوگوش به نقل از فائقه آتشین  :

من متولد 1329/2/15 هستم. پدرم صد در صد در زندگی من تاثیر مستقیم گذاشت. او بود که تصمیم گرفت دختر سه سالشو بذاره روی صحنه و به عنوان پارتنر آکروبات بازی خودش انتخاب کنه قبل از اینکه روی صحنه منو بذاره آواز بخونم.

 پدرم آکروبات می کرد و از روی بند راه می رفت و بند بازی می کرد و قبل از آوازخونی از من به عنوان پارتنر استفاده می کرد. یعنی به این صورت که وقتی روی بند راه می رفت دو تا صندلی را پایه هاشو روی هم می گذاشت و من را روی صندلی دوم می نشوند و صندلی اول راروی چونه اش می گذاشت واز روی بند راه می رفت.

 این آکروباسی یه جا منو متوقف کرد یعنی صندلی از روی چونه اش لیز خورد و منووسط زمین و هوا از پشت سر با مو هام گرفت. ولی وقتی متوجه شد که من ترانه خواننده ها را یک بار که می خونم دفعه دوم می تونم بخونم این استعداد را در من دید که می تونم صدای خواننده ها را تقلید کنم.این ترانه را از خانم پوران که اون زمان به اسم بانو ناشناس می خوند اجرا می کردم.

 یک ترانه از خانم دلکش اجرامی کردم به نام رعنا جان، یک ترانه از خانم مرضیه می خوندم یکی از مصطفی پایان می خوندم...کوچکتر از اون بودم که احساس بکنم که روی صحنه دارم برنامه اجرا می کنم یا جلو جمعیت هستم. فقط پدرم گولم می زد که برات عروسک می خرم اگه بری بخونی.

به همین دلیل صحنه برام وقتی بزرگتر شدم عادی شد. روی صحنه احساس می کردم تو خونمونم و جمعیت احساس امنیت به من می داد.

 هر چی تعداد جمعیت بیشتر می شد حس می کردم کار بهتر ی می کنم. از سنین اول دبستان که همون هفت سالگی باشه یواش یواش توام با آزار و رنج شد. چون زندگی خانوادگی و خصوصیم زندگی یک بچه با اون موقعیت نبود. نمی خوام بشکافم اون ماجرا ها رو اما به دلیل داشتن زن پدر، نداشتن فرصت کافی برای درس خوندن و اجرای مداوم برنامه فشار بهم زیاد می آورد.

 چون هم نان آور خونه بودم هم باید درس می خوندم هم نمی تونستم بچگی کنم. اما این فشار ها روزبه روز منو آبدیده تر می کرد. فکر می کردم روی صحنه کارمو بهتر ادامه بدم. شاید رنج اون زمانها و اذیت و آزاری که شدم میوه شو بعد ها بهم داد.

آهنگ های اولیه که خودم شروع کردم به خوندن فکر می کنم مربوط به سال1345 یا 46 شاید هم 44 باشه. چون سال1344 ترانه ای از حسن شماعی زاده خوندم که هیچوقت به صورت صفحه و نوار به بازار نیومد ولی فکر می کنم توی رادیو اجرا کردم به نام شهرزاد قصه گو.

 اما اولین ترانه ای که رسما به نام خودم اجرا کردم و به صورت صفحه به بازار اومد ترانه قصه ی وفا بود از هنرمند قدیمی و عزیزمون پرویز مقصدی که خیلی هم با استقبال روبرو شد و اون ترانه فروش فوق العاده داشت در زمون خودش.

 هیچ وقت فکر نمی کردم که در دوران تین ایجری گوگوشی خواهم شد که فردا مردم ازش تصویری دارن اما اینو می دونستم که روی صحنه کارمو بلدم. این رو مطمئن بودم و نمونش رو اون موقع توی ایرونی نمی دیدم. تنها کسی را که می تونستم با خودم مقایسه بکنم با اون ذهن کودکانه ام مایکل جکسون بود که از من کوچکتر بود و اولین سفری که به آمریکا داشتم صفحاتشو تهیه کردم و جالب بود برام که بچه ای مثل خودم از کودکی کار موسیقی می کنه و کارشو بلده.

 اما یک دوره ای هست که فکر می کنم کارهائی که اجرا کردم کارهای بسیار زیبائی بود. آهنگسازانی که با هاشون کار کردم اولینش واروژان بود و بعد به طور قطع حسن شماعی زاده است.

 ترانه سراهائی هم که باشون کار کردم و ترانه هاشون واقعا زیبا و به یاد موندنی هستند : ایرج جنتی عطائی، شهیار قنبری و اردلان سرفراز. برگشتن من در سال 1979 به ایران در شرایط بسیار بسیار بدی بود.

 

اون دوران، دوران سختی برای همه بود. چه برای کسانی که داخل ایران بودند و چه کسانی که خارج از ایران بودند. برحسب اتفاق من جزو کسانی بودم که وقتی انقلاب شد خارج از ایران بودم و بخصوص در آمریکا بودم. اون زمون یعنی سال 1979 تعداد ایرانیانی که در آمریکا بودند این قدر نبود.

 خیلی کم بود و من هم برای دو هفته اومده بودم و وقتی این اتفاق افتاد مجبور به موندن توی امریکا شدم. برای شش ماه، ولی تو این شش ماه این قدر سختی کشیدم که به محض این که تونستم به ایران برگشتم و وقتی به من گفتند اگر بری ایران این اتفاق و اون اتفاق میفته، دیگه برام مهم نبود.

 

در واقع هر اتفاقی را برای خودم با آغوش باز می پذیرفتم. به این شدت حالم بد بود و حال خوشی نداشتم و وقتی هم که تصمیم گرفتم برگردم، دیگه هیچ چیزی نمی تونست رای منو عوض کنه حتی اگه اعدام می شدم...در واقع پس از این که از زندان رها شدم تحمل کردم و تا همین اواخر در ایران ممنوع الخروج بودم و دلم می خواست که با پاسپورت از ایران خارج بشم.

در عین حال فکر می کردم که چه کاری دیگه برا انجام دادن دارم؟! ولی وقتی شوق مردم رو توی خیابون می دیدم از طرفی این احساس بهم دست می داد که من تصمیم شخصی نمی تونم بگیرم .

 وضعیت من یک وضعیت شخصی و خصوصی نیست. گوگوش متعلق به پهنه ی هنره و دنیای موسیقی و جوابگو به مردم. صداشو دوست دارن، برنامه هاشو دوست دارن.

 اما از طرفی هم اون دوران به من یک افسردگی داده بود(انگزایتی). این افسردگی باعث شده بود که به طور کلی از کار کردن مایوس بشم. از پرداختن به موسیقی و تمرین مایوس بشم.

اصلا قدرت کار نداشتم. اما این اواخر قبل از اومدن باید انصافا بگم که مسعود کیمیائی خیلی تشویقم می کرد که کار بکنم تو خونه. اما انگیزه ی کار کردن نداشتم. چون اگه می خواستم یه ترانه بسازم، نه آهنگساز داشتم، نه تنظیم کننده نه یه شعر .

 گیریم که همه ی این ها پیدا می شد، اجازه ی طبع نداشتم که به من وقت استودیو بدن. در نتیجه دیگه ول کرده بودم.

 اما وقتی به من پیشنهاد شد که برای اجرای کنسرت به خارج از ایران بیام، در واقع بیشتر به خاطر دیدن پسرم و نوه ام این کار را قبول کردم ولی وقتی در کوران اجرای کنسرت قرار گرفتم دیگه اون سیل منو برد و تا جائی برد که الساعه در خدمت شما هستم.

 احساسی که اون لحظه ای که سوار هواپیما شدم و از فرودگاه مهرآباد به طرف تورونتو در پرواز بودم احساسیه که شاید نشه با کلام گفت! باور نمی کنید، اما هر لحظه فکر می کردم هواپیما را دومشو می گیرن و دوباره می شونن.

یعنی مث کارتون بود برام! تا زمانی که هوا پیما از روی باند تیک آپ نکرده بود، فکر می کردم الآن می ریزن توی هواپیما. زمانی هم که راه افتاد و هنوز روی باند راه می رفت فکر می کردم الآن جلوشو می گیرن و می ایستوننش.

زمانی هم که باز تو هوا و تو آسمون ایران بودیم می گفتم باز با بی سیم از برج مراقبت می گن هوپیما را برگردونین! یعنی این قدر این حس نا امنی و وحشت توی وجودم بود که همش به این فکر می کردم که نکنه جلوی پرواز منو بگیرن!

 



نوشته شده توسط بهار تاريخ چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:8

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

زنگ موبایل

چند تا زنگ موبایل خیلی،خـــــــــــــــــــــــیلی نـــــــــــــــــــــــــــــاز

 برای

دوستــــــــــــــــــــــــــــان خیلی خـــــــــــــــــــــــــیلی نازم

////////////////////////////////////////////////////////

آژیــــــــــــــــــــــــر خطــــــــــــــــــــــر

خیلی قشنگـــــــــــــــــــــــــه

آخرشـــــــــــــــــــــــــه خیلی توپه

 تــــــــــــــــــــــــــوهــــــــــــــــــــــــم

 اس ام اس

 عـــــــــــــــــــــــربی خیلی باحال

 جیــــــــــــــــــــــــــــمز بــــــــــــــــــــــاند

 این یکی رو به همتون پیشنهاد میکنم(( آخرشـــه))

 



نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:51

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

جواهری در قصر

 

اینم چند تا عکس قشنگ از سریال زیبایِ جواهری در قصر

امیدوارم دوستایی که ازم خواسته بودن عکس هایی از این سریال براشون بزارم خوششون بیاد



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:47

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

زنگ موبایل

 

آرامـــــــــــشٍ شـــــــــــب خیلی قشنگــــــــــــــــه

sms

dom...dom ((جالبه))

خـــــــــــیلی؛خیــــــــــــــــــــلی نـــــــــــــــــــازهِ

.....

از کــــــــــــــرخه تـــــــــــــــا رایـــــــــــــــــن

 



نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:9

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

Linkin Park

ویدیو جدید و زیبای Linkin Park به نام What Ive Done  به همراه آهنگ این ویدیو

       

 

دانلود ویدیو     سرور 1    سرور 2

دانلود آهنگ  192

دانلود آهنگ  64



نوشته شده توسط بهار تاريخ پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:7

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

بابک جهانبخش

ویدیو جدید بابک جهانبخش به نام فکرشو کن

      

دانلود ویدیو     سرور 1     سرور 2



نوشته شده توسط بهار تاريخ پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:1

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

آهنگ جدید دی جی نگار و سپهر

آهنگ جدید دی جی نگار و سپهر به نام بچه های ایرونی با دو کیفیت 

                             

دانلود آهنگ  128    سرور 1    سرور 2

   دانلود آهنگ 64



نوشته شده توسط بهار تاريخ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:32

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

آیشوریا رای

 

ستارهء جنجالی بالیوود

(( آیشوریا رای ))

 

تاریخ تولد: 1 نوامبر 1973

محل تولد:کارناتای ،هند

او با معیار زیبا شناسی ستارگان سینما می تواند یک سر و گردن بالاتر از همه قرار بگیرد و این جای تعجب نیست که نه تنها در هند بلکه در کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز بارها تصویرش روی جلد مجلات رفته است.

دانش آموخته سانتا کروز مومبای که هنگام تحصیل شاگرد اول محسوب می شد.

رای اگر چه بیش از بازیگری به خاطر ربودن عنوان ملکه شایسته هند و بعد از آن بانوی شایسته جهان در چشم همگان آشنا شد اما هیچ گاه قدرت بازیگری اش زیر چهره اش سر تسلیم فرود نیاورده است.

نامزدی نا فرجام و پر دردسرش با دو ستاره بالیوود یعنی سلمان خان و و ویوک اوبروی و جنجالی که سر همین مسئله آفرید می توانست موید این نکته باشد که او هنوز هم چون دوران کوردکی ،پسر ها را زیر یوغ خود قرار می دهد و افسارشان را به دست می گیرد.

یک دختری با چشمان سبز که کارنامه ای درخشان از چهره اش دارد . دختری که می خواست در رشته ای از شاخه های پزشکی فعالیت کند با دست تقدیر به یک سوپر استار بدل می شود و قله های موفقیت را یکی پس از دیگری طی می کند . رای با بازی در اثری از مانی رانتام با نام Iruvar در سینما ها پا می گذارد اما تا مدتها بعد شانس این نمی یابد که هنر بازیگرایش را به نمایش بگذارد . ساله چون عروسک پشت ویترین گیشه ها را فتح می کرد اما ناگهان با بازی در تال کنار اکشی خانا و هم دل دچو که صنم کنار آجی دوگان و سلمان خان طعم پیروزی را می چشد . از آن روز او به یک بازیگر قدرتمند تبدیل شد که هر اثرش یک موفقیت و هر موفقیتش یک تجربه تکرار نشدنی در صنعت بالیوود است.



نوشته شده توسط بهار تاريخ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:11

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

سعید مدرس

ویدیو جدید سعید مدرس به نام من و تو به همراه آهنگ این ویدیو

     

دانلود ویدیو    سرور 1    سرور 2

دانلود آهنگ



نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:40

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

سلمان خان

((سلمان خان))

تاریخ تولد :27 دسامبر 1965

شاید عده کمی بدانند که این بازیگر پر قدرت با آن چهره جدی که همه او را با ساخته سوراج بارجایتا با عنوان مین پیارکیا شناخته اند نخستین بار در واقع در فیلم بیوی هوتا آیسی ساخته جی کی بهاری به سینما قدم گذاشت.

نقش مقابل او را رکا ایفا می کرد که او را از یک بچه لوس و گندیده به یک شخصیت اجتماعی با رفتاری قابل توجه پیدا می کند. سلمان خان که دوستانش او را سالو صدا می کردند پس از دوخان مطرح دیگر هند یعنی شاهرخ خان و امیر خان به یک خان محبوب دیگر بدل شد. پسر سلیم خان بزرگ که همراه با جاوید اختر یک تیم نویسندگی موفق را به براه انداختند همراه دو خواهر و برادر دیگر بزرگ شد این بازیگر در این سالها شانه به شانه شایعات در حرکت بود ماجرای جدایی غیر منظره اش از آیشوریا رای پس از دو سال نامزدی به یک حادثه بی پایان بدل شد تا جایی که او حاضر نیست حتی در یک فیلم دیگر با این ستاره زن همبازی شود و دلیلش را تنها برخی از مسایل شخصی عنوان نمود.

از سویی خبر درگیری اش با ویویک اوبری به خاطر همین مسیله و اینکه در یک شب 41 بار او را به صورت تلفنی تهدید به مرگ می کند به بمب خبری مجلات تبدیل می شود.سلمان خان بارها به خاطر حمل اسلحه ،درگیری و تصادف از سوی پلیس دستگیر شده تا جایی که بار آخر یعنی در اکتبر 2002 نزدیک بود به خاطر یک تصادف منجر به فوت و ده سال زندان محکوم شود. او که در سال 2001 به عنوان هفتمین چهره محبوب جهان از سوی مجله پیپل معرفی شده علی رغم همه شایعات توانسته به سوپر استار سینمای هند باشد و شاید این به خاطر مسایل اجتماعی باشد که درگیرش است خصوصا دیدارهای همیشگی اش از کودکان در بیمارستانها و فعالیت های خیریه اش. سلمان خان چندین سال می کوشد تا اینکه در مین پیارکیا دیده می شود فیلمی با داستان کلیشه ای درباره پسر ثروتمندی که عاشق دختر فقیری می شود ،فیلم علی رغم همه کلیشه هایش برای تماشاگران جذاب می نماید و سلمان به یک ستاره آینده دار بدل می گردد.



نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 20:39

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

کاجول

((کاجول))

تاریخ تولد : 5 آگوست 1975

تنها چیزی که در باره او می توان گفت این است که ،کاجول برجسته ترین چهره زن سینمای روز هندوستان است. او همه آن چه که باید پرده را تسخیر کند دارد و در عین حال شاید هیچ چیز نداشته باشد او یک همسر ،یک مادر ،یک زن و یک هنرمند نمونه است ،نمونه ای که این روزها کمتر مثل او را می بینیم.

او همسری به نام آجی دیوگان را دارد که بارها در کنارش ایفای نقش کرده است .

جالب آنکه موفقیت و شکست در حرفه او سهمی به یک اندازه دارند اما خودش هرگز در خاطر هیچ بیننده ای یک شکست خورده نبوده نشان خاص همان ابروهایی است که باعث می شود براحتی در میان خیل هنرپیشگان شناخته شود و او امروز ترجیح می دهد تا به آرامش درونی خود در کنار خانواده برسد ،ازدواجش با آجی دیوگان او را گامی از سینما عقب کشید.مرگ ناگهانی فرزند اولش او را شکسته ساخت و شایعات زندگی اش را در هم کوبید اما کاجول هم چنان سرپاست و هم چنان یکی از قطب های بازیگری به شمار می رود او در کمال فروتنی امضا کردن دفتر چه هوادارانش را رد می کند و در پاسخ این که چرا این چنین می کند می گوید این طوری هستم !چه کاری می توانم بکنم!

وقتی از کالج اخراج شد تصمیم گرفت تا بخت خود را در بازیگری بیازماید و پذیرفت برای اولین بار در ساخته راهول راویل به نام بی خودی مقابل کمال سادانا ایفای نقش کند.

فیلم هیچ امتیازی کسب نمی کند اما کاجول زنگ ورود خود را به صدا در می آورد . پس از مدتی سر و کله عباس مستان با پروژه بازیگر از گوشه ای پیدا می شود . فیلم یک بازسازی از اثر هالیوودی به نام بوسه پیش از شب به خیر بود ،بازیگران فیلم چهره ای خاکستری به نمایش می گذاشتند و تماشاگران آن ها را می پذیزفتند قرار بود کاجول در این فیلم یک نقش دوگانه را ایفا می کرد اما هنگام ساخت کارگردان نظرش را تغییر می دهد و یک چهره تازه وارد دیگر به نام شیلپاشتی را برای نقش دوم انتخاب می کند . بازیگر به اکران در می آید و کاجول ستاره می شود.



نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:33

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

آمیتا پاچان

(( آمیتا پاچان ))

         تارخ تولد :11 اکتبر 1942

     محل تولد :الله آباد ،هندوستان

           

یک پسر جوان باریک اندام دراز و نحیف در آپارتمان خود واقع در مومبای نشسته و بی حوصلگی گیتار خود را کوک می کند او باید تصمیم خودش را بگیرد می بایست که به کلکته بازگردد ،او تاکنون بازیگر صحنه تئاتر یک گوینده برنامه های رادیویی و یک مدیر شرکت باربری بود.

و حالا به مومبای آمده تا در صنعت فیلم جایی برای خود پیدا کند اما در اولین تست بازیگری اش رد می شود چرا؟چون آن ها صدا و قمت خیلی بلند را دوست ندارند.

سات هندوستانی به عنوان اولین فیلمی که بازی کرد اصلا خوب نبود و همین او را به تفکر واداشت . او همیشه می توانست شغلی در شرکت co bridand قدیمی بدست بیاورد،یا حتی آن طور که بعد ها در مصاحبه ای به شوخی اظهار کرد فروشنده شیر بشود اما عاقبت شانس در خانه او را هم کوبید.

جایابادوری ،هنرپیشه موفق خانم که بعد ها همسر او شد به همراه چنر نفر از دوستانش او را پیدا می کنند و تصمیم می گیرند تا این جوان اندوهگین را از غار تنهایی اش بیرون بکشند . برای همین سراسر شب را به جشن و پایکوبی می گذارنند.

صبح که می آید بازیگر جوان قطار را از دست می دهد و هرگز دوباره با کلکته باز نمی گردد.

این صحنه یکی از روزهای اوایل دهه هفتاد بود و آن جوان هم آمیتا پاچان کسی که کاراکترش در اولین فیلم به سال 1968و باکارگردانی کی آعباس سایه ای از یک مرد خشمگین جوان را عینیت بخشید . تصویری با شکوه از خود بازیگر که تا سالها بعد ادامه یافت.

قد بلند و صدای تربیت نشده اش از همان آغاز نقطه ضعف بزرگ او به شمار می رفت و در تضاد با چهره ستاره مانند او بود . این تیم رویایی جاوید اختر و سلیم خان بودند که فیلم نامه زنجیر را نوشتند آن ها با این کار حرفه باچان را اصلاح کرد و حتی توانست تاریخ فیلم هند را درگرگون کند.

دیالوگهای او به آرامی اما با حالتی تهدید کننده ادا می شد حالتی عمیق به صدایش بخشید و آموخت که گام هایش را خرامان بردارد ،حالا دیگر در پس این سالها نگاه او کسل کننده  نیست و حتی افسانه مرد جوان عصبانی که با زنجیر آغاز شد بود تا امروز که در دهه شصت زندگی به سر می برد توانسته از او شمایل یک سوپر استار محبوب را ترسیم کند.



نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:6

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com