
این زن 34 ساله قادر به سفر نیست و به سختی یک جفت کفش سیاه مردانه می پوشد.
عاشقانه های سرگردان |
|
عکسهای کــــــــــــــــــــامران و هومن خیلی خوشحال میشم اگه هم نظر بدین هم اگه عکسهای بهتری از این دو هنرمند دارید برام ارسال کنید. با تشکر نوشته شده توسط بهار تاريخ جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت 0:45
تبدیل ویندوز xp به لانگهورن یک پک آماده برای تبدیل ویندوز اکس پی به ویندوز لانگهورن.
این پک پایه ویندوز را از ۴۰۷۴ به ۵۰۴۸ تغییر می دهد و پایه ویندور را به ویندوز لانگهورن تبدیل می کند. از امکانات این پک می توان به تغییر قیافه کامل ویندوز اکس پی به لانگهورن ، اضافه کردن چند ویژگی ویندوز لانگهورن به ویندوز اکس پی ، حذف فایل های بی خود ویندوز اکس پی ، تبدیل ویندوز ۳۲ بیتی به ۶۴ بیتی و .......... نوشته شده توسط بهار تاريخ پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت 20:5
: ________________00___00________________ سلام به تمام دوستای گلم این ستارهء خوشکل رو یکی از دوستام برام ارسال کرده نوشته شده توسط بهار تاريخ چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 22:25
خسته ام
نوشته شده توسط بهار تاريخ سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 19:0
دل+من از عشق گفتم سکوت کرد از خود گفتم...... غمهایم را مو به مو گریست نوشته شده توسط بهار تاريخ سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 17:25
تو وبلاگ قسمت چت رو هم راه انداختم امیدوارم خوشتون بیاد راستی چرا در مورد وبلاگم نظر نمیدین نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 21:47
ماد راني از جنس آفتاب و سنگ براي آناني كه ايستاده مي خوانند برای مادرانی از جنس آفتاب مادرانی از جنس گذشت و ایثار زنان كوچه هاي باران هنوز با پيراهني سرخ
كودكان آتش و باد را به سرزمين هاي خانه باز مي آورند و بر لبان پروانه هاي سبز اينك رازي به تولدي عاشقانه بر مي خوانند مادراني از جنس آفتاب و سنگ
دلواپسان دشت هاي آزادي و لبخند كه همچنان و صبورانه دلي بر آتش دارند سر در هواي عقوبتي تمام همچون حكايت باتوم و ديدار مسخلي به طلسمي آشكار و نهان باري اين خواهران بي عشقي و انكار شايد كه به فرمان كينه اي تلخ در چشم هاي تو
به پا ايستاده اند اينان دستمايه چه نگاهي دارند به هياهوي زخمي چنين بر شانه هاي زناني كه اينگونه داودي هاي عشق را دسته دسته به پله هاي آسمان پرتاب مي كنند زنان كوچه هاي باران روزي دوباره به كوچه مي آيند
يك شعر از محمود معتقدي
نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 21:46
سوزان روشن سوزان روشن ویتامینهء قلبها نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 20:11
عکسهای عشقولانه نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 19:22
بلندترین زن جهان در جستجوی کفش
نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 17:30
بلند قد ترین زن دنیا نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 17:20
تولد نوزاد یخی
نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 17:10
عجایب خلقت! عجایب خلقت عکس هایی که در زیر مشاهده می کنید تصویری افرادی می باشد که عجایب جهان تا سال 1990 محسوب می شدند. تمامی این تصاویر مستند می باشند و این افراد تا قبل از سال 1990 در دنیا می زیسته اند. مرد اسکلتی نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 16:40
((كاش )) كاش همچون حوا وسوسه دیدن من ، سیب ممنوع تو بود کاش بود ..... به این امید كه شاید به مجازات چشیدن آن به سرزمین یاد من تبعید شوي!!!! نوشته شده توسط بهار تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 15:46
((من دلم نظر میخواد خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب)) سلام به همهء دوستای گلم ممنون از اینکه تو وبلاگم چرخی زدین ولی . . ولی نظر یادتون رفت نظر بدین دیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگه نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت 23:33
((شكايت عشق)) نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه مي دانم نمي داني كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كه شعرم در هوايت جان سپرد آخر نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت 22:10
((عشق يعني........ )) عشق يعني سرزمين پاك من عشق يعني لحظه بيداد من عشق يعني ليلي و مجنون شدن عشق يعني واله و شیدا شدن عشق يعني مسجد الاقصي من عشق يعني كودك فرداي من عشق يعني كلبه دل ساختن در قمار زندگي جان باختن عشق يعني چشمهاي پر ز خون درد و غم يكجا بهم آميختن عشق يعني دردهاي بيشمار گريه كردن, سوختن, افروختن عشق يعني كعبه اسرار من عشق يعني مخزن الاسرار من نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت 22:0
عروس های گرسنه
عکس هایی دیدنی از عروس های گرسنه و ...... خودتون ببینید .................................................................................................... بقیه عکس ها در ادامه مطلب نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت 0:39
آلبوم مهدی مدرس - نرو
نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت 0:30
((دوست دارم))
اگه موي تو كوتاست يا كه بلند دوست دارم اگه چون دوستم داري ميخواي اذيتم كني هر چقدر مي خواي اذيتم بكن دوست دارم وقتي با برق چشات چشماموادب ميكني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوست دارم وقتي كه دستم ومي گيري ونازش ميكني تو دلم داد ميزنم هزار دفعه دوست دارم وقتي كه نگام به تو میفته اين لبام ميخوان درگوشت بگن دوست دارم اگه عزیز دل دوستم داري فقط يه بار درگوشم حالا نه بعدا"بگو دوست دارم میگی یا خودم بگم دوست دارم
نوشته شده توسط بهار تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت 0:29
((ليلي و مجنون)) من شنيدم از درون قصه ها آخر ليلي و مجنون مرگ است ليك گفتم به دلم اين عشق است.... اخر هر عشق پاكي مرگ است مرگ نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 23:59
((آينه )) آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است . . راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 22:5
((دوســــــتت دارمــــــــ )) دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 19:47
(( عشق چیه و چه جوری میاد؟)) مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد . دوری ، پيری مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودی مانع از پيريست . هرگز ندا نستم چگونه ستايش کنم تا آنکه آموختم . عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم . عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم . درحساب عشق يک +يک مساوی است با همه چيز و دومنهای يک برابرهيچ . عشق چيزی جزيافتن خويش در ديگران و شادکامی در شناخت نيست . عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيری له ميشودو اگر سست بگيری ميگريزد . عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتی که نرسيده آن را گاز نزن . عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز، قلب پر ميشود . عشق غلبه خيال بر خرد است . مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولی زن به ندرت ،اما بسيار . مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند . تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است . با عشق وشکيبائی چيزی ناممکن نيست . عشق، قانون نمی شناسد ودوست داشتن ، اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است . عشق ، معيارها را بهم می ريزد و دوست داشتن برپايه ی معيارها بنا ميشود . عشق ،ويران کردن خويشتن است و دوست داشتن ساختنی عظيم . عشق فوران می کند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاری عظيم و دوست داشتن جاری ميشود چون رودخانه ای بر بستری با شيب نرم . عشق ناگهان وناخواسته شعله ميکشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه می گيرد . عشق دق الباب نميکند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست . سربزير نيست ،مطيع نيست ، عشق ديوار را باور نميکند، کوه را باور نميکند ، گرداب را باور نميکند، مرگ را حتی باور ندارد نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 2:2
((چند بهانه’ دخترا)) 1. فاصله سنيمون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2. من به توبه اون صورت علاقه ندارم(يعني خيلي بد هيکلي) 3. من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4. تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5. من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم) 6. ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير) 7. من هميشه نماز مي خونم تو هم نماز بخون(يعني مثلا من خيلي دختر پاک و خوبيم بيا با من ازدواج کن) نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 1:52
((دروغ نگو...)) اگه چشمات پرسيد بگو :نديديش.. اگه گوشات پرسيد بگو: نشنيديش.. اگه دستات لرزيد بگو:از سرماست.. اگه پاهات لرزيد بگو:از خستگيه.. اما اگه دلت لرزيد...... به خودت دروغ نگو. نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 1:51
((ماهی روح)) ماهي روح در دلِ يك صفحه هم حرفش نمي گنجد ،ولي اختيار دل كه نيست اينبار هم ققنوس عشق نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 1:20
((غرور شب اين شهر...)) بين اين مردمِ سـردرگمِ سرماخورده هرم ِگرم نفسم يخ زده است از بس كه، مي روم گريه كنم غربـت پر ابرم را و غرور شب اين شهر نخواهد فهميد، كوچه ها را همه گشتم پي تو نامعلوم ! بر تهي دستي بي حد و حسابم بنگر نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 1:14
((عاشقانه )) ((شعر از: احمد شاملو)) نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 0:24
((آیدا در آينه )) لبانات ((شعر از احمد شاملو)) نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 0:21
((اندوه پرست)) كاش چون پائيز بودم ... كاش چون پائيز بودم نوشته شده توسط بهار تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 0:8
((فتح باغ )) زندگي شايد آه... ((شعر از : فروغ فرخزاد)) نوشته شده توسط بهار تاريخ جمعه دوازدهم آبان 1385 و ساعت 23:38
((بي پاسخ )) در تاريكی بي آغاز و پايان ((شعر از سهراب سپهری)) نوشته شده توسط بهار تاريخ جمعه دوازدهم آبان 1385 و ساعت 22:50
((ستيز باوري)) از اين همه ستيز باوري چه گشته عايدم نوشته شده توسط بهار تاريخ جمعه دوازدهم آبان 1385 و ساعت 22:29
((تقدير)) ميان ماندن و رفتن اسير دست ترديدم من از اين مردم خو كرده با تاخير مي ترسم نوشته شده توسط بهار تاريخ جمعه دوازدهم آبان 1385 و ساعت 21:59
|
||||||||||||||||