تبليغاتX

عاشقانه های سرگردان
عاشقانه های سرگردان

((انتظار))

پشت يک ديوار غمگين و بلند

عاشقي سر گشته در چنگال بند

پشت اين فريادِ برق آساي دور

جاده اي بي انتها و بي عبور

دفتري از جنس ديوار ست و خشت

قصه اي از قصه هايِ سرنوشت

عشق و عاشق هر دو بر بالاي دار

نغمه هايِ تلخ و ناله بي شمار

چون زمستاني که در شوق بهار

ميزند بر هر دلي صد دانه خار

دل تمناي صوت اسمت ميکند

جان تمناي جانان ميکند

بيقرار و بيقرار

بيقرار و پر ز شوق

تلخ تر از زهر در انتظارجان ميکنم

جرعه اي از زهر هجرتت نوش ميکنم

درد جان کاهيست انتظار

کوه را زير پا خرد ميکند انتظار

....................................

بيا تا ته مانده اي از ماندم جا مانده..........!

 

 



نوشته شده توسط بهار تاريخ چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 18:58

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com

((عشق زميني))

 

شعر زير كنايه از عشق زمينيست،و گرنه هر كودكي ميداند كه خدا عشق را آفريد چون خودش هم عاشقانه جهان را آفريد،خدا عشق را آفريد و همانند همهء نعمتهايش به بندگانش ارزاني داشت تا بندگانش از اين نعمت لذت ببرند.ولي افسوس........افسوس كه ما به جايه شكر نعمت كفر نعمت كرديم و به اين عشق هايِ پست زميني دل خوش كرديم و متحمل رنجي بس سخت و دشوار شديم به قول معروف:شكر نعمت نعمتت افزون كند كفر نعمت از كفت بيرون كند.حالا كه قدر نعمت را ندانستيم پس واقعا مستحق عذاب و رنج عشق زميني هستيم و باز به قول معروف:خود كرده را تدبير نيست.
-----------------------------------------------------------------------
----------------------------------------------------
---------------------------------------
-------------------------------
-----------------------


---------------
-------
---
-
((عشق زميني))
عشق فرشتهء رانده شده از درگاه خداست
عشق سنگ سختيست كه ميشكند دل را
اسير ميكند روح را
و ترد ميكند تو را
چون كه او راندهء درگاه خداست
عشق دام است
بلاست
عشق زهريست در يك تكه نان
و توگرسنه اي،سخت گرسنه
ميخوري بي آنكه بداني چيزي جز مرگ تدريجي نسيبت نيست
عشق سرابي زيباست
در عطش تند يك ظهر داغ نرم و آهسته تو را با خود ميبرد،به كجا!!!!!!!!!؟؟؟
به نا كجا
به صعودي معكوس از هست به نيست
از آرامش به تشويش.
عشق دام بلاست
مادر هر مكر و رياست
عشق حرفي پر معما
پر ز بوي خون و كافور اما.......فريبا............



نوشته شده توسط بهار تاريخ چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 18:47

|ادامه مطلب|

http://shere-sepid.blogfa.com